منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٥٦ - الترجمة
فلا قلته و حينئذ لا يكون لكلامه ٧ دلالة على ما رامه الشارح لو لم يكن دلالة على خلافه أظهر، فافهم و تبصّر.
الترجمة
از جمله خطب شريفه آن بزرگوار و وصيّ مختار است در وصف حضرت كردگار و نعت حضرت ختم النبيّين و نصيحت و ملامت مخاطبين مىفرمايد كه:
مشغول نمىنمايد حق تعالى را امرى از امر ديگر، و تغيير نمىدهد او را زماني و احاطه نمىكند او را هيچ مكاني، و وصف نمىتواند بكند او را هيچ زبانى، غايب نمىشود از علم او عدد قطرهاى آب و نه ستارهاى آسمان، و نه بادهاى سخت وزنده و نه حركت مورها بر روى سنگها و نه خوابگاه مورچها در شب تاريك، و ميداند مواضع افتادن برگهاى درختان، و پنهان نگريستن چشمان را.
و شهادت مىدهم باين كه هيچ معبود بحقى نيست مگر خداوند متعال در حالتى كه هيچ برابر كرده نشد باو چيزى و شك كرده نشد در وجود او و انكار كرده نشد دين او و جحود نشد ايجاد و تكوين او، مثل شهادت كسى كه صادق بشود نيّت او و صافي باشد باطن او و خالص گردد يقين او و سنگين شود ميزان اعمال او.
و شهادت مىدهم باين كه محمّد مصطفى صلوات اللّه و سلامه عليه و آله بنده او است و رسول برگزيده از مخلوقات او و اختيار كرده شده از براى كشف حقايق توحيد او، و مخصوص شده بكرامتهاى نفيسه او، و برگزيده شده برسالات كريمه او، و روشن كرده شده باو علامتهاى هدايت، و جلا داده شد بنور او سوادى و سياهي ضلالت.
اى گروه مردمان بدرستى دنيا فريب مىدهد اميد دارنده او را و آرام گيرنده او را و بخل نمىكند بكسى كه بخيل باشد در محبّت او و غلبه مىنمايد بر كسى كه غلبه كند بر او.
«ج ١٦»