منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٤١ - الترجمة
اين كه رفتند صاحبان تذكّر، و باقي مانده است صاحبان نسيان و فراموشى يا خود را بفراموشي زنندگان، پس چون ببينيد چيز نيكوئى را پس اعانت نمائيد بر او، و چون مشاهده كنيد چيز بدى را پس كنارهجوئى كنيد از آن پس بدرستي كه حضرت رسالتماب ٦ مىفرمود كه اى پسر آدم عمل كن خير را و ترك كن شرّ را، پس اين هنگام تو مىباشي پسنديده رفتار و پسنديده كردار.
آگاه باشيد بدرستى كه ظلم سه قسم است: ظلميست كه آمرزيده نمىشود، و ظلمى است كه ترك كرده نمىشود، و ظلميست كه آمرزيده خواهد شد.
پس أما ظلمى كه بخشيده نخواهد شد پس عبارتست از شرك آوردن بخدا خداوند تعالى فرموده: بدرستى كه خدا نمىبخشد در اين كه شرك آورده باو، و اما ظلمى كه بخشيده خواهد شد پس آن ظلم كردن بنده است بر نفس خود در بعض اعمال قبيحه و معاصي، و أما ظلمى كه متروك نمىشود پس آن ظلم بندگان است بعضي بر بعضي، و ديگر قصاص ظالم در آخرت سخت و با شدّتست نه از قبيل زخم زدن است با كاردها و نه زدن با تازيانها و ليكن عذابيست كه كوچك شمرده مىشود اين زخم و ضرب در جنب او پس بترسيد از متلوّن شدن و دو رنگ بودن در دين خداى تعالى، پس بدرستى كه اتفاق كردن در چيزى كه ناخوش مىداريد از أمر حق بهتر است از متفرّق گشتن در چيزى كه دوست مىداريد از أمر باطل، و بدرستى كه خداى تعالى عطا نكرد أحدى را بسبب افتراق و اختلاف خير و منفعتي نه از گذشتگان و نه از آيندگان.
اى مردمان خوشا مر آن كسى را كه مشغول سازد او را عيب او از عيبهاى مردمان، و خوشا مر آن كسى را كه ملازم بشود خانه خود يعني منزوى شود و بخورد قوت حلال خود را و مشغول شود بطاعت پروردگار خود و گريه كند بگناهان خود، پس باشد از نفس خود در شغلى كه مشغول او شود و مردمان از او در راحت.