مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٥٦٧ - فصل هفتم در مذمت دنيا
است، توجه ننموده، و آن پاره نانى است كه به پيكرش نيرو دهد، و جامهاى كه عورتش را بپوشاند، كه آنهم از درشت ترين خوراك و زبر ترين لباسى است كه به دستش آمده، و نسبت به آنچه هم ناچار است اطمينان و اميد ندارد، و فقط اميد و اطمينانش به آفريننده جهان است.
بنا بر اين تلاش و كوشش نمايد و تنش را به زحمت اندازد تا استخوانهايش نمودار شود، و ديدگانش به گودى رود، خداوند هم در عوض نيروى بدنى و توان عقليش دهد، و آنچه در آخرت برايش اندوخته بيشتر باشد، دنيا را رها كن، زيرا محبت به دنيا كور و كر و گنگ و زبون مىكند، بقيّه عمرت را جبران كن، زيرا پيشينيانت به خاطر پايدارى بر آرزوها و امروز و فردا كردن هلاك شدند، تا آنگاه كه ناگهان فرمان خدا (مرگ) به سويشان آمد در حالى كه آنان غافل بودند، سپس بر روى تابوتهايشان به سوى گورهاى تنگ و تاريك رهسپار گشته و خانواده و فرزندان آنان را رها كردند، با دلى متوجه و از همه بريده و ترك دنيا نموده و با تصميمى قاطع به سوى خدا رو، خدا ما و تو را بر طاعتش يارى كند، و به موجبات رضايش موفق بدارد.
(١) (١٥٦٩) ٢١- امام صادق ٧ از رسول خدا ٦ نقل كند كه فرمود: هر كه با دلجويى خدا دلش آرام نگرفت، نفسش از حسرتهاى دنيايى قطع نمىشود، و هر كه چشم به آنچه در دست مردم است داشته باشد اندوهش فراوان گردد و سوز دلش درمان نپذيرد، و هر كه جز در خوردن يا نوشيدن يا پوشيدن لباس نعمتى از خدا را در خودش نبيند، حقيقتا كردارش كم و كوتاه و عذابش نزديك شود.
(٢) (١٥٧٠) ٢٢- رسول خدا ٦ فرمود: دنيا در برابر آخرت مانند اين است كه يكى از شماها انگشتانش را در دريا فرو برد، بايد ببيند چه چيز بر مىگيرد.
(٣) (١٥٧١) ٢٣- مسيح ٧ فرمود: حكايت دنيا و آخرت حكايت مردى است كه دو زن (هوو) دارد، هر كدام را راضى كند ديگرى به خشم آيد.
(٤) (١٥٧٢) ٢٤- رسول خدا ٦ فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه ندارد، و سرمايه كسى است كه سرمايه ندارد، و كسى آن را جمع مىكند كه عقل ندارد، و كسى به دنبال شهواتش مىرود كه فهم ندارد، و كسى با دنيا دشمنى مىورزد كه علم ندارد، و كسى به آن حسادت مىكند كه شعور ندارد، و كسى برايش تلاش مىكند كه يقين ندارد.