مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٣٩٩ - فصل دوم در آداب معاشرت
(١) (١٠٧٩) ١٧- امام كاظم ٧ فرمود: يحيى بن زكريا ٧ گريه مىكرد و نمىخنديد، و عيسى ٧ مىخنديد و مىگريست، و آنچه را عيسى عمل مىكرد از يحيى بهتر بود.
(٢) (١٠٨٠) ١٨- امام صادق ٧ فرمود: خنده مؤمن تبسّم است.
(٣) (١٠٨١) ١٩- در روايت ديگر آمده كه: هر گاه با صداى بلند خنديدى بگو: بار خدايا! مرا مورد بغض خود قرار مده.
(٤) (١٠٨٢) ٢٠- على ٧ فرمود: خنده بىمورد از نادانى است.
(٥) (١٠٨٣) ٢١- امام صادق ٧ فرمود: خنده بسيار ايمان را به يك سو پرتاب كند.
(٦) (١٠٨٤) ٢٢- امام رضا ٧ فرمود: در حضور مرد كنيهاش را بگو، و در غيابش نامش را ببر.
(٧) (١٠٨٥) ٢٣- امام باقر ٧ فرمود: از حق مؤمن بر برادر مؤمنش اين است كه گرسنگى او را رفع كند، و زشتيهايش را بپوشاند، و از گرفتاريش نجات بخشد، و قرضش را بپردازد، و چون بميرد نسبت به خانواده و فرزندانش از او جانشينى كند.
(٨) (١٠٨٦) ٢٤- امام صادق ٧ فرمود: مؤمن بر مؤمن هفت حق واجب دارد، كه اگر مخالف آن عمل كند از فرمان و اطاعت خدا خارج شده، و خداوند در اين حقوق بهرهاى ندارد، عرض كردم:
فدايت شوم، آن حقوق را بيان فرماييد كه چيست؟
فرمود: آسانترين آنها آنكه هر چه براى خودت دوست دارى براى او هم دوست بدار، و هر چه براى خودت نمىپسندى براى او هم مپسند، و حقّ دوم اينكه: حاجتش را بر آورى و رضايتش را كسب كنى، و با گفتارش مخالفت نكنى، و حقّ سوم اينكه: با جان و مال و دست و پا و زبانت او را يارى كنى، و حقّ چهارم اينكه: چشم و راهنما و آيينه او و حافظ سرّش باشى، و حقّ پنجم اينكه: تو سير نباشى و او گرسنه، و تو نباشى پوشيده نباشى و او برهنه، و سيراب نباشى و او تشنه، و حقّ ششم اينكه: اگر تو زن و خادم دارى و او زن و خادم ندارد، خادمت را براى شستن لباسش و پختن غذايش و پهن نمودن رختخوابش بفرستى، و اين روابطى است كه بين شما مقرر شده است.
و حقّ هفتم اينكه: سوگندش را تصديق كنى، و دعوتش را بپذيرى، و در بيماريش به