مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٤٠٧ - فصل سوم در اذن ورود به منازل
(١) (١١٠٦) ٦- رسول خدا ٦ هر گاه در منزلى مىرفتند بر نمىگشتند مگر اينكه سه بار به اهل منزل سلام مىكردند.
(٢) (١١٠٧) ٧- امام صادق ٧ فرمود: غلامان شما كه در منزلتان خدمت مىكنند و كسانى كه هنوز به حدّ بلوغ نرسيدهاند بايد به امر خداوند سه بار اذن ورود بخواهند، و افراد بالغ اگر بخواهند بر مادر يا خواهر يا خاله خود و غير آنها وارد شوند بايد اجازه بگيرند، و به اذن تنها اكتفا نكنند تا اينكه سلام كنند، و سلام طاعتى است از خدا.
(٣) (١١٠٨) ٨- امام صادق ٧ در باره قول خداى عزّ و جلّ (اى مؤمنين غلامان شما و كسانى كه به حدّ بلوغ نرسيدهاند بايد سه مرتبه اذن بگيرند) فرمود: آنها خدمتكاران (زن و مرد) و بچههايى هستند كه به حدّ بلوغ نرسيدهاند، كه در سه مكان از شما اذن مىگيرند: بعد از نماز عشاء، كه هنگام خواب است (و گاه عوض كردن لباسهايتان هنگام ظهر و بعد از نماز عشاء)، و غلامان شما بعد از اين سه مورد اگر بخواهند بر شما وارد شوند اذن نمىخواهد.
(٤) (١١٠٩) ٩- جابر بن عبد اللَّه گويد: رسول خدا ٦ از منزل خارج شد و به طرف منزل فاطمه ٣ حركت كرد، و من در خدمت آن حضرت بودم، هنگامى كه به در منزل رسيد دست خود را روى در گذارد و آن را تكان داد، و فرمود: السّلام عليكم، فاطمه ٣ فرمود: و عليكم السّلام يا رسول اللَّه، رسول خدا ٦ فرمود: وارد شوم؟ فرمود: بفرماييد اى رسول خدا، فرمود: من و همراهم؟ فرمود: اى رسول خدا بر سرم مقنعه نيست، فرمود: اى فاطمه اضافه پارچهاى كه در دست دارى مقنعهات كن، حضرت هم همين كار را كرد، سپس پيامبر ٦ فرمود: السّلام عليكم، فرمود: و عليكم السّلام يا رسول اللَّه، پيامبر فرمود:
وارد شوم؟ فرمود: بلى اى رسول خدا، حضرت فرمود: من و همراهم؟ فرمود: و آنكه با شماست.
جابر گويد: رسول خدا ٦ وارد شد، منهم وارد شدم و در اين هنگام چهره فاطمه را ديدم كه زرد شده! و گويا به رنگ شكم ملخ است، رسول خدا ٦ فرمود: چرا صورتت زرد شده؟ فرمود: اى رسول خدا، از گرسنگى، پيامبر ٦ فرمود: اى خدايى كه