مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٧١٣ - فصل چهارم در دوستى و دشمنى و توفيق
فصل چهارم: در دوستى و دشمنى و توفيق
(١) (١٩٢٩) ١- امام صادق ٧ فرمود: هر كس محبّتش را در غير موردش به كار گيرد، در واقع مرتكب قطع خويشاوندى گرديده.
(٢) (١٩٣٠) ٢- روايت شده كه مردى از مسجد عبور مىكرد، و امام باقر ٧ در آنجا نشسته بود، يكى از همنشينان امام عرض كرد: به خدا قسم، من اين مرد را دوست دارم، امام باقر ٧ فرمود:
كسى را كه نمىداند دوستش دارى به او بگو، زيرا اين كار دوستى را محكم و براى الفت گرفتن بهتر است.
(٣) (١٩٣١) ٣- امام صادق ٧ فرمود: ولايت من نسبت به پدرانم نزد من محبوبتر از نسبت من است، ولايت من به آنها بدون نسب مرا سود مىدهد، اما نسب من بدون ولايت سودى برايم ندارد.
(٤) (١٩٣٢) ٤- امام صادق ٧ فرمود: مؤمن از خصلتى بىنياز نيست در حالى كه همواره احتياج به سه خصلت دارد: توفيق از طرف خداوند، پند دهندهاى از درون جانش و پند پذيرى.
(٥) (١٩٣٣) ٥- امام صادق ٧ فرمود: اين طور نيست كه هر چه را انسان نيّت كند بتواند انجام دهد، و هر چه را قدرت بر آن دارد توفيق به دست آوردنش را پيدا كند، و هر چه را توفيق پيدا كرد به محل آن برسد، اما هر گاه نيّت و قدرت و توفيق و ثواب جمع شد، سعادت كامل گردد.