مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٦٠٣ - فصل پنجم در بيان گرفتاريهاى مؤمن
فصل پنجم: در بيان گرفتاريهاى مؤمن
(١) (١٦٥٤) ١- ابو حمزه گويد: امام سجاد ٧ فرمود: اى ابو حمزه! اگر مردم را هم ترك كنى تو را ترك نكنند، و اگر از آنان فاصله بگيرى از تو فاصله نگيرند، گفتم: فدايت شوم، چه كنم؟
فرمود: از آبرو و اعتبارات خود به آنان بده، تا ذخيره روز نيازمنديت شود.
(٢) (١٦٥٥) ٢- مرازم گويد: امام صادق ٧ فرمود: اى مرازم! همواره با مردم به نيكى رفتار كن، گرچه به ما فحش دهند.
(٣) (١٦٥٦) ٣- امام صادق ٧ فرمود: نبوده و نخواهد بود تا روز قيامت پيامبر و مؤمنى مگر اينكه براى او همسايهاى باشد كه آزارش دهد.
(٤) (١٦٥٧) ٤- امام صادق ٧ از رسول خدا ٦ نقل كند كه فرمود: نبوده و نخواهد بود تا روز قيامت پيامبر و مؤمنى، مگر اينكه براى او خويشاوندى است كه اذيّتش مىكند.
(٥) (١٦٥٨) ٥- امام صادق ٧ فرمود: مؤمن همواره گرفتار يكى از سه چيز است، و گاهى هر سه بر وى گرد آيند:
يا دشمنى كسى كه با او در خانهاى است، كه در را به رويش مىبندد و اذيّتش مىكند، يا همسايهاى كه آزارش مىدهد، يا كسى كه در راه محلّ كارش او را اذيّت مىكند، و اگر مؤمنى بر قلّه كوهى هم باشد خداوند شيطانى را بر مىانگيزد تا او را اذيّت كند، و خداوند از ايمانش براى او مونسى قرار مىدهد كه از وحشت به كسى پناه نبرد.
(٦) (١٦٥٩) ٦- امام صادق ٧ فرمود: اگر مؤمنى بر روى تخته پارهاى در دريا باشد، خداوند شيطانى را بگمارد كه اذيّتش كند.