مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٥٣٧ - فصل دوم در صفت عقل
و ضدش خيانت، اخلاص و ضد آن آميختن با ناخالص، چالاكى و ضد آن سستى، فهم و درك و ضدش كودنى، شناسايى و ضدش انكار، مدارا و ضدش پرده درى، يكرويى و ضد آن دغلى و مكر، كتمان كردن و ضدش فاش كردن، نماز گزاردن و ضدش تباه كردن نماز، روزه گرفتن و ضدش افطار كردن، جهاد و ضدش فرار از جنگ، حج و ضدش پيمان حج شكستن، سخن نگهدارى و ضدش سخن چينى، نيكى به پدر و مادر و ضدش نافرمانى از آن دو، حقيقت و ضدش رياكارى، كار نيك و ضدش كار ناپسند، خود پوشى و ضد آن خود آرايى، تقيّه و ضدش بىپروايى، انصاف و ضدش جانبدارى باطل، خود آرايى براى شوهر و ضد آن زنا، پاكيزگى و ضد آن پليدى، حيا و ضد آن بىحيايى، ميانه روى و ضد آن تجاوز از حدّ، آسودگى و ضد آن خود را به رنج انداختن، آسانى و ضد آن سختى، بركت و ضد آن بىبركتى، تندرستى و ضد آن گرفتارى، اعتدال و ضد آن افزونطلبى، حكمت و ضد آن پيروى هود، متانت و ضد آن جلفى، سعادت و ضد آن شقاوت، توبه و ضد آن اصرار بر گناه، طلب آمرزش و ضد آن بيهوده طمع بستن، مراقبت و ضد آن سهل انگارى، دعا و ضد آن سرباز زدن، خرّمى و ضد آن كسالت، خوشدلى و ضد آن اندوه، انس و ضد آن عصبانى شدن، سخاوت و ضدش بخل.
تمام اين صفات كه لشكريان عقلند جز در پيغمبر يا جانشين او يا مؤمنى كه خدا دلش را به ايمان آزموده جمع نشود، و اما سايرين از دوستان ما، برخى از اينها را دارند تا تدريجا همه را دريابند، و از لشكريان جهل پرهيز كنند، در اين هنگام اينان در مقام اعلى با پيامبران و جانشينان آنان همراه شوند، و اين سعادت با شناخت عقل و لشكريانش و دورى از جهل و لشكريانش به دست آيد، خداوند ما و شما را در راه فرمانبردارى و جلب رضايتش موفق بدارد.