مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٢٢٩ - فصل چهارم در بيم و اميد
(١) (٥٨٥) ٧- امام صادق ٧ فرمود: در امان مباش مگر از كسى كه از خدا بترسد.
(٢) (٥٨٦) ٨- امام زين العابدين ٧ فرمود: روزى بيرون شدم تا به اين ديوار رسيدم و بر آن تكيه كردم، ناگاه مردى كه دو جامه سفيد بر تن داشت پيدا شد و در رويم نگريست، سپس گفت: اى على بن الحسين! چه شده كه تو را اندوهگين و محزون مىبينم؟ آيا اندوهت براى دنياست؟ كه روزى خدا براى نيكوكار و بدكردار آماده است.
گفتم: براى دنيا اندوهگين نيستم، زيرا چنان است كه تو مىگويى، گفت: پس براى آخرت است؟ كه وعدهاى است درست و سلطانى قاهر- قادر- نسبت به آن حكم مىفرمايد: گفتم: براى آن هم اندوه ندارم، زيرا چنان است كه مىگويى، پرسيد: اندوهت براى چيست؟ گفتم: از فتنه ابن زبير و وضعى كه مردم دارند مىترسم.
بعد خنديد و گفت: اى على بن الحسين! آيا ديدهاى كسى را كه از خدا بترسد و خدا او را نجات ندهد؟ گفتم: نه، گفت: آيا كسى را ديدهاى كه بر خدا توكل كند و خدا كارگزاريش نكند؟ گفتم: نه. گفت: آيا ديدهاى كسى چيزى از خدا بخواهد و به او ندهد؟ گفتم: نه.
(٣) (٥٨٧) ٩- رسول خدا ٦ فرمود: قسم به آنكه جانم در دست اوست؛ خداوند نسبت به بندگانش از مادر مهربان نسبت به فرزندش مهربانتر است.
(٤) (٥٨٨) ١٠- امام صادق ٧ فرمود: بندهاى مؤمن نيست مگر اينكه در بين ترس و اميد باشد.
(٥) (٥٨٩) ١١- رسول خدا ٦ فرمود كه: خداوند تبارك و تعالى فرمود: به عزّت و جلالم قسم؛ نه دو ترس را يك جا به بندهام خواهم داد و نه دو آرامش خاطر را، اگر در دنيا از من آسوده خاطر باشد در روز قيامت او را خواهم ترساند، و اگر در دنيا از من بترسد به روز قيامت آسوده خاطرش خواهم ساخت.
(٦) (٥٩٠) ١٢- امام صادق ٧ مىفرمايد: به خدا آن گونه اميدوار باش كه آن اميد تو را بر معصيت او جرأت ندهد، و طورى از خدا بترس كه آن ترس تو را از رحمت او مأيوس نگرداند.
(٧) (٥٩١) ١٣- امام زين العابدين ٧ فرمود: اى فرزند آدم! مادامى كه تو در درونت واعظى دارى و در انديشه حساب خويشتنى، و مادامى كه لباس زيرينت ترس و لباس روئينت پرهيز از گناه است، در خير و خوبى بسر مىبرى.
اى فرزند آدم! تو مىميرى و سپس زنده مىشوى و در پيشگاه خدا مورد سؤال واقع مىشوى، پاسخى آماده كن.
(٨) (٥٩٢) ١٤- رسول خدا ٦ فرمود: مردم به عيادت حضرت داود ٧ مىآمدند و گمان مىكردند كه او مريض است، ولى او مريض نبود و فقط ترس از خدا و شرم از او داشت.