مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ١٣ - فصل سوم در يقين
(١) (٢٢) ٥- امام باقر ٧ فرمود: حضرت على ٧ بر منبر مىفرمود: هيچ بندهاى از بندگان خدا طعم و مزه ايمان را نمىچشد مگر اينكه بداند آنچه قسمت او بود از آن او بود و به ديگرى نمىرسيد، و آنچه از آن ديگرى بود فقط به او مىرسيد و به اين شخص نمىرسيد.
(٢) (٢٣) ٦- امام صادق ٧ از قول حضرت على ٧ فرمود: رسول خدا ٦ مىفرمايد: يكى از علائم يقين اين است كه: به خاطر خشنودى مردم، خداوند را ناخشنود نكنى، و آنان را به خاطر روزى كه خدا بتوسط آنان به تو داده ستايش منمائى، و آنان را به خاطر محروم نمودن خداوند تو را از روزى سرزنش ننمائى، زيرا از هيچ آزمندى موجب جلب روزى نمىشود، و بخل هيچ بخيلى مانع از رسيدن روزى نخواهد شد، زيرا اگر از روزى همانند گريختن از مرگ بگريزد، روزى سريعتر از مرگ صاحبش را مىطلبد، همانا خداوند متعال آسايش و آرامش را در يقين و خشنودى، و اندوه و ناآرامى را در ناباورى و خشم قرار داد.
(٣) (٢٤) ٧- امام صادق ٧ فرمود: از علائم كمال يقين مسلمان اين است كه: مردم را بواسطه خشم و غضب خدا خشنود نكند. در حديث ديگر آمده است كه فرمود: رزق و روزيش او را در مىيابد قبل از مرگش، همان طور كه مرگش او را در مىيابد.
سپس فرمود: خداوند متعال به وسيله عدل و داد خود خرّمى و آسايش را در يقين و خشنودى مقرّر فرموده، و غم و اندوه را در ناباورى و ناخشنودى، پس راضى به قضاى خدا شويد و تسليم فرمان خداوند باشيد.
(٤) (٢٥) ٨- امام صادق ٧ فرمود: قنبر غلام على ٧، حضرت را بسيار دوست مىداشت، پس هر گاه امام ٧ از منزل خارج مىشد با شمشير به دنبال او مىرفت، شبى حضرت متوجه او شد، فرمود: قنبر چه قصدى دارى؟ عرض كرد: به دنبال شما آمدهام اى امير مؤمنان، حضرت فرمود: واى بر تو، آيا مرا از اهل آسمان محافظت مىكنى يا از اهل زمين؟ عرض كرد: نه؛ از اهل زمين، فرمود: همانا اهل زمين توان هيچ چيزى را بر من ندارند مگر با اجازهاى از خدا، بنا بر اين برگرد! قنبر برگشت.
(٥) (٢٦) ٩- امام صادق ٧ فرمود: هيچ چيزى نيست مگر اينكه براى آن حدّى است؛ راوى از حضرت پرسيد: فدايت شوم، حدّ توكّل چيست؟ فرمود: يقين است، عرض كرد: حدّ يقين چيست؟ فرمود: اين است كه: با وجود خدا از احدى نترسى.
(٦) (٢٧) ١٠- از امام رضا ٧ سؤال شد: حدّ توكّل چيست؟
فرمود: اين است كه: با وجود خداوند از غير او نترسد.