مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ١١٩ - فصل سوم در آداب و رسوم شيعه
فصل سوم: در آداب و رسوم شيعه
(١) (٣٠٧) ١- ابو اسامه گويد: روزى نزد امام صادق ٧ رفته بودم تا با ايشان خداحافظى كنم، ايشان به من فرمود: اى زيد! با مردم چه كار داريد كه آنها را به طرف من دعوت مىكنيد؟ به خدا قسم نيافتم احدى را كه اطاعتم كند و به حرفم عمل نمايد بجز يك نفر از آنها، خدا رحمت كند عبد اللَّه بن ابى يعفور را، او را به كارى امر نمودم و وصيت نمودم او را به عملى؛ او حرف مرا پيروى نموده و امر مرا انجام داد.
به خدا قسم اگر فردى از شما نزد من آيد و به گفتارى او را آگاه سازم اگر او در درونش حرف مرا نگهدارد عزّت مىيابد، چگونه عزّت نيابد در حالى كه چيزى نزد اوست كه نزد مردمان ديگر نيست، مردم به آنچه او دارد نيازمندند و او به آنچه در اختيار مردم است نيازى ندارد، به او فرمان مىدهم كه سخنم را كتمان نمايد ولى هميشه آن را فاش مىكند، تا آنجا كه به جهت اين كار نزد مردم خوار مىشود و مورد سرزنش قرار مىگيرد.
عرض كردم: فدايت شوم، حال اگر شخص اين امر را از دوستان شما مخفى نمود و بعد به گوش آنها رسيد بر آنان سخت مىشود. فرمود: به خدا قسم من حق را مىگويم و تو فردا به كوفه مىروى، برادران و آشنايانت نزد تو مىآيند و مىپرسند كه جعفر به تو چه گفت، تو چه جوابى به آنها مىدهى؟ گفتم: هر چه بفرمائيد به آنها خواهم گفت، و چيزى از آن كم نكنم و به غير آنچه فرمودهاى نخواهم گفت.
فرمود: به كسى كه اطاعت مرا مىكند و حرف مرا گوش مىدهد سلامم را برسان و آنها را به تقواى الهى و پرهيزگارى در دين و سعى و كوشش براى خدا و راستگويى و اداء امانت، و طولانى كردن سجده و همسايه دارى خوب سفارش كن. پيغمبر اكرم ٦ مبعوث براى اين شد، بنا بر اين، بايد امانت را به كسى كه به شما اعتماد نموده برگردانيد، چه آن شخص نيكوكار باشد و چه بدكار، زيرا رسول خدا ٦ امر مىكرد حتى به برگرداندن نخ و سوزنى كه امانت گرفته شده است.
در جمع عشاير آنها نماز بخوانيد، و به تشييع جنازه آنان برويد، و مريضهاى آنها را عيادت كنيد، و حقوق آنان را پرداخت نماييد، زيرا هر كدام از شما اگر در دينش پرهيزگار