مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٦٠٩ - فصل پنجم در بيان گرفتاريهاى مؤمن
(١) (١٦٧٦) ٢٣- مفضّل بن عمر گويد: مردى خدمت حضرت صادق ٧- در حالى كه من هم حضور داشتم- عرض كرد: پيشينيان ما بر اين عقيده بودهاند كه هر گاه خداوند بندهاى را دوست بدارد، نداكنندهاى او را از آسمان به نامش صدا زند، كه خداوند فلانى را دوست دارد، شما نيز دوستش بداريد، در اين هنگام خداوند محبتش را در دلهاى بندگان جاى دهد، و هر گاه بندهاى مورد خشم خدا واقع شود، منادى از آسمان اسم او را صدا زند و گويد:
فلانى مورد خشم خداوند قرار گرفته، شما هم نسبت به او غضب كنيد، در اين هنگام خداوند كينه او را در دل بندگان قرار مىدهد.
مفضل گويد: امام صادق ٧ (كه تا آن موقع) تكيه كرده بود، پس از شنيدن كلام آن مرد راست نشست و تكانى به آستينش داد، سپس فرمود: اين چنين نيست، بلكه خداوند هر گاه بندهاى را دوست بدارد مردم را به توسط او امتحان مىكند، تا در باره او سخنانى بگويند كه او اجر ببرد و آنان به گناه آلوده گردند، و هر گاه بندهاى را مورد غضب قرار دهد، محبتش را در دل مردم اندازد تا در بارهاش سخنانى بگويند كه در او نيست، تا هم خود و هم آنان به گناه آلوده گردند.
سپس فرمود: چه كسى از يحيى بن زكريا نزد خدا محبوبتر بود؟ همه مردم را بر انگيخت تا او را آن طور كشتند، و چه كسى از حسين بن على ٧ نزد خداوند محبوبتر است؟ نسبت به او عدهاى از مردم را بر انگيخت تا اينكه او را كشتند، مطلب آن طور كه مىگويند نيست.
(٢) (١٦٧٧) ٢٤- امام صادق ٧ فرمود: قبل از شما نيز كسانى بودند و عقيده شما را داشتند، ولى وقتى يكى از آنان (توسط كفّار) گرفته مىشد دست و پايش را قطع مىكردند و بر شاخههاى خرما دار مىزدند، و به وسيله ارّه قطعه قطعه مىشدند، ولى او ناراحت نمىشد و صبر مىنمود. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: (آيا گمان كرديد كه وارد بهشت مىشويد بدون امتحانى كه پيش از شما بر گذشتگان آمد كه بر آنان رنج و سختيها رسيد).
(٣) (١٦٧٨) ٢٥- امام صادق ٧ فرمود: قبل از شما كسانى بودند كه بر فرق سرش ارّه قرار داده مىشد، و از بين دو پايش بيرون مىآمد، ولى آنان صبر مىكردند، اگر يكى از آنها به يكى از اين مصيبتها گرفتار مىشد (و صبر مىكرد) امتى را هلاك مىساخت.
(٤) (١٦٧٩) ٢٦- امام صادق ٧ در تفسير آيه شريفه (اين به خاطر كفرشان به آيات خداوند بود و پيامبران را به ناحق كشتن، همه اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند) فرمود: به خدا قسم آنان با پيامبران با دستانشان نجنگيدند و آنها را با شمشيرهايشان نكشتند، بلكه اسرار آنها را شنيدند و بر عليه آنان (در بين دشمن) پخش كردند، در نتيجه پيامبران به بند كشيده شدند و كشته شدند، از اين رو عملشان كشتار و تجاوز و گناه به حساب آمد.