مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٢٤٩ - فصل ششم در بىنيازى و فقر
مىباشد، و خاك زمين بسترم، و سنگ بيابان بالشم، نه خانهاى دارم كه ويران گردد، و نه اندوختهاى كه تلف شود، و نه فرزندى كه بميرد، و نه همسرى كه اندوهگين شود، هيچ چيز ندارم، و در عين حال من بىنيازترين افراد بشر هستم.
(١) (٦٤٤) ١٧- امام موسى بن جعفر ٧ فرمود: پيامبران و فرزندان پيامبران و پيروان پيامبران به سه خصلت مختص گردانيده شدند: بيمارى در بدنها، ترس از پادشاهان و فقر.
(٢) (٦٤٥) ١٨- حضرت رضا ٧ فرمود: هر كس فقير مسلمانى را ديد و به او سلامى كرد كه با سلام كردن به ثروتمندان فرق مىكرد؛ روز قيامت خدا را در حالتى ملاقات كند كه بر او خشمگين است.
(٣) (٦٤٦) ١٩- امير مؤمنان ٧ فرمود: فقر زبان شخص زيرك را از بيان دليلش لال مىكند، و كسى كه تنگدست است در شهر خود غريب است، خوشا بحال كسى كه بياد معاد باشد، و براى حساب كار كند، و به كفاف در زندگى قانع باشد، بىنيازى در غربت وطن است، و تنگدستى در وطن غربت است، قناعت مالى است كه از بين نرود، فقر مرگ بزرگ است، خداوند سبحانه و تعالى در اموال ثروتمندان غذاهاى فقرا را قرار داده، فقيرى گرسنه نمىماند مگر اينكه ثروتمندى او را از آن محروم گرداند، چقدر زيباست فروتنى ثروتمندان در مقابل فقرا براى خواستن ثوابى كه نزد خداى عزّ و جل است، و بهتر از آن تكبر كردن فقيران بر ثروتمندان است در حالى كه متّكى به خدا باشند.
(٤) (٦٤٧) ٢٠- پيامبر ٦ فرمود: هر كس مرد يا زن؛ مؤمنى را به دليل نيازمندى و فقرش پست و كوچك شمارد، خداوند در روز قيامت او را به زشتى مشهور سازد، سپس رسوايش سازد.
(٥) (٦٤٨) ٢١- و نيز رسول خدا ٦ فرمود: خدايا! مرا فقير زنده بدار و فقير بميران، و مرا در رديف فقيران محشور گردان.
(٦) (٦٤٩) ٢٢- مردى نزد پيامبر ٦ آمد و گفت: من تو را بخاطر خدا دوست دارم، پيامبر ٦ فرمود:
اگر مرا دوست دارى پوستين فقر را آماده كن، زيرا سرعت فقر نسبت به كسى كه مرا دوست دارد از سرعت سيل به پايان راهش بيشتر است.
(٧) (٦٥٠) ٢٣- و نيز پيامبر اكرم ٦ فرمود: بنگريد به كسى كه پايين دست شماست، نه كسى كه بالا دست شماست، زيرا اين كار به انكار نكردن نعمت خدا مناسبتر است.
(٨) (٦٥١) ٢٤- و در جاى ديگر فرمود: هر گاه خداوند بندهاى را دوست بدارد گرسنهاش مىگذارد، پرسيدند: اى رسول خدا! چگونه گرسنهاش مىگرداند؟ فرمود: در جايى كه غذاى فراوان و خير بسيار باشد؛ ولىّ خدا غذايى نمىيابد تا به وسيله آن شكمش را سير كند.