مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٦١٩ - فصل ششم در بيان گرفتارى و امتحان مؤمن
(١) (١٦٩٥) ٧- امام باقر ٧ فرمود: بنده مؤمن نزد خدا به اندازهاى احترام دارد، كه حتى اگر بهشت و هر چه در آن است را بخواهد به او عطا كند، بدون آنكه از ملك او چيزى كم گردد، ولى اگر به مقدار يك قدم از دنيا را بخواهد به او نمىدهد، و بنده كافر به اندازه اى نزد خدا خوار و پست است كه اگر دنيا را با آنچه در آن است از او بخواهد عطايش كند، بدون آنكه از ملك او چيزى كم گردد، و اگر به اندازه يك قدمش از بهشت بخواهد به او نمىدهد، و خدا به وسيله بلا و گرفتارى از بنده مؤمنش دلجويى مىكند، همان طور كه مرد مسافر به وسيله هديه از خانوادهاش دلجويى مىكند، و او را از دنيا پرهيز دهد، همان گونه كه پزشك بيمار را پرهيز دهد.
(٢) (١٦٩٦) ٨- امام باقر ٧ فرمود: خداوند دنيا را به دوستان و دشمنان خود دهد، و آخرت را فقط به دوستانش دهد، و اگر بنده مؤمن از خداوند به اندازه يك جاى تازيانه از دنيا بخواهد به او نمىدهد، و اگر از آخرت بخواهد هر چه خواست به او مىدهد، و به كافر قبل از اينكه بخواهد دنيا دهد، ولى اگر به اندازه جاى تازيانهاى از آخرت بخواهد به او ندهد.
(٣) (١٦٩٧) ٩- امام صادق ٧ فرمود: خداى عزّ و جلّ در دنيا از بنده محتاجش عذر خواهى كند، همان طور كه برادرى از برادرش معذرت مىخواهد، و مىفرمايد: به عزّتم قسم تو را به جهت خوار شدن در نظرم محتاج نكردم، اكنون حجاب را كنار زن و ببين به عوض دنيا چه چيز نصيبت كردهام، پرده از مقابلش برداشته مىشود و آنچه را خداوند به عوض دنيا عطايش فرموده مىنگرد، و مىگويد: پروردگارا! با عوضى كه دادى از آنچه منعم فرمودى ضرر نكردم.
(٤) (١٦٩٨) ١٠- امام صادق ٧ فرمود: خداوند دنيا را به دوست و دشمن مىدهد، ولى ايمان را فقط به مخلوقات برگزيدهاش مىدهد.
(٥) (١٦٩٩) ١١- امام صادق ٧ فرمود: فقر همچون گنجى پنهان نزد خداست مثل شهادت، و آن را فقط به بندگان مؤمنش كه دوست دارد عطا مىكند.
(٦) (١٧٠٠) ١٢- امام صادق ٧ فرمود: هر گاه خداوند بندهاى را دوست بدارد، دو فرشته را مأمور او مىسازد، و مىفرمايد: خواستهاش را به تأخير اندازيد، و زندگى را بر او سخت كنيد تا مرا بخواند، من صدايش را دوست دارم.
(٧) (١٧٠١) ١٣- امام صادق ٧ از قول رسول خدا ٦ مىفرمايد: خداى عزّ و جلّ فرمود: هر بندهاى را كه بخواهم وارد بهشت كنم بدنش را بيمار سازم، اگر به اندازه كفّاره گناهش بود (خوشا به حالش)، و گر نه گرفتار تنگى معيشتش مىكنم، اگر اين كار كفّاره گناهانش باشد (خوشا به حالش)، و گر نه مرگش را دشوار گردانم تا بدون گناه نزد من آيد، سپس او را وارد