مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ١٩٩ - فصل هفتم در بيان حقوق واجب مؤمن بر مؤمن
(١) (٥٠٠) ٣٠- امام صادق ٧ فرمود: احدى از دو نفر مؤمن نمىباشند؛ مگر اينكه بين آن دو حجابى از طرف خداوند وجود دارد، پس هر گاه يكى از آنها به ديگرى سخن ناخوشايندى گفت خداوند آن حجاب را از بين مىبرد، و اگر به او بگويد تو ديگر برادر ايمانى من نيستى، يكى از آن دو كافر شده، و اگر به او تهمت بزند ايمان در دلش آب مىشود همان طور كه نمك در آب.
(٢) (٥٠١) ٣١- امام صادق ٧ فرمود: به دلت بنگر، اگر حس كردى كه به رفيقت بدبينى، بدان كه يكى از شماها كار بدى كرده است.
(٣) (٥٠٢) ٣٢- امام صادق ٧ فرمود: به خاطر برادر دينيت كارى را انجام نده كه ضرر آن بر خودت بزرگتر از نفع آن به برادرت باشد.
ابن سنان گويد: يعنى اينكه به گردن كسى قرضى بسيار باشد، و تو مال كمى دارى و بخواهى به وسيله مالت قرض او را ادا نمايى، در اين صورت مالت مىرود و دين او هم ادا نمىشود.
(٤) (٥٠٣) ٣٣- امام صادق ٧ فرمود: براى مؤمن سزاوار نيست كه به خاطر ترس و وحشت با برادر مؤمنش- كه از او در مقام پايينتر است- مأنوس شود، زيرا مؤمن در دينش عزيز است.
(٥) (٥٠٤) ٣٤- امام صادق ٧ فرمود: پرده شرم و حيا را از ميان خود و برادرت بر مدار، زيرا رفتن پرده حيا برابر است با رفتن حياء و باقى ماندنش برابر با باقى ماندن مردانگى است.
(٦) (٥٠٥) ٣٥- امام كاظم ٧ فرمود: حق برادرت را به اعتماد رابطهاى كه بين تو و او هست از بين مبر، زيرا او برادر كسى كه حقش را از بين برد نيست، و مبادا كه برادرت به بريدن از تو نيرومندتر از تو در پيوستن تو به او باشد.
(٧) (٥٠٦) ٣٦- امام صادق ٧ فرمود: هر گاه زندگى بر يكى از شما سخت شد پس برادر ايمانيش را از وضعش آگاه سازد، و بر خودش سخت نگيرد.
(٨) (٥٠٧) ٣٧- امام صادق ٧ فرمود: خداوند نيازى به مردم ندارد تا از آنان قرض بخواهد، و هر حقى كه خدا دارد از آن ولى اوست، خداوند بعض مؤمنين را براى بعض ديگر نردبان و پله و وسيله بالا رفتن قرار داده، خداوند به عهدش وفا كرده و بر نعمت كسى كه وفا كرد و شكر نعمت بجاى آورد افزوده است.