مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٧٠٣ - باب نهم در بيان مواعظ
حضرت فرمود: اما سه وصيتى كه به تربيت نفس مربوط مىشود: اول اينكه: آنچه را دوست ندارى نخور، زيرا موجب حماقت و نادانى مىشود، دوّم اينكه: تا گرسنه نشدى غذا نخور، و هر گاه خواستى غذا بخورى غذايت حلال باشد و بسم اللَّه بگو، و به ياد آور سخن رسول خدا ٦ را كه فرمود: آدمى ظرفى را بدتر از شكمش پر نكند، در اين صورت اگر ناچار شد يك سوم آن را براى غذايش، و يك سومش را براى نوشيدنى، و يك سوم ديگر را براى نفس كشيدن بگذارد.
اما آن سه خصلت كه در بردبارى است: اول اينكه، اگر كسى به تو گفت: اگر يكى بگويى ده تا مىشنوى، بگو: اگر ده تا هم بگويى يكى نمىشنوى، دوم اينكه، اگر كسى دشنامت داد بگو: اگر تو راست مىگويى از خدا مىخواهم كه مرا ببخشد، و اگر دروغ مىگويى از خدا مىخواهم كه تو را ببخشد، سوم اينكه: اگر كسى تو را تهديد نمود تو او را اندرز ده و برايش دعا كن.
و اما آن سه خصلت كه در علم است: اول اينكه، آنچه را نمىدانى از علما بپرس، و هرگز براى سرزنش كردن و آزمايش نمودن آنها سؤال نكنى، از عمل كردن به رأى خود بر حذر باش، و در هر چه احتياط را مناسب مىبينى احتياط كن، و از فتوى دادن بگريز همان گونه كه از دست شير مىگريزى، و گردن خود را پل براى مردم قرار مده، بعد فرمود: اينك برخيز و برو يا ابا عبد اللَّه، من نصايح خود را به تو گفتم، و مزاحم ذكر گفتنم نشو، زيرا من انسانى هستم كه بر اوقاتم مواظبم، و السّلام.
(١) (١٩١٤) ٩- رسول خدا ٦ فرمود: خداوند متعال مىفرمايد: مرا با انسان امرى بزرگ است، او را آفريدم و او غير مرا مىپرستد، به او رزق و روزى دادم ولى او ديگرى را ستايش نمود، روزيش را قطع نمودم و او به ديگرى شكوه كرد.
(٢) (١٩١٥) ١٠- رسول خدا ٦ فرمود: خداى متعال به موسى ٧ وحى فرمود: من پنج چيز را در گرو پنج چيز قرار دادم، ولى مردم آن را در پنج چيز ديگر مىجويند، كى آن را مىيابند؟
نخست اينكه: عزّت بندگانم را در اطاعت از خود قرار دادم، ولى آنان عزّت را در خانه سلطان مىجويند، چه زمانى آن را مىيابند؟ دوم اينكه: من علم و دانش را در گرسنگى قرار دادم، و آنان در سيرى شكم آن را طلب مىكنند، كى آن را مىيابند؟ سوم اينكه: من بىنيازى را در قناعت قرار دادم، و آنان در اندوختن ثروت مىجويند، كى آن را مىيابند؟ چهارم اينكه: من آسايش را در آخرت قرار دادم، در حالى كه آنان در دنيا به دنبالش مىروند، كى به آن مىرسند؟ پنجم اينكه: من خوشنوديم را در مخالفت آنان با هواى نفس قرار دادم، ولى آنان در پيروى از هواى نفس مىجويند، كى به آن برسند؟