مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٥٧ - فصل هشتم در حسن ظن به خدا
فصل هشتم: در حسن ظن به خدا
(١) (١٤٩) ١- امام باقر ٧ فرمود: در كتاب على بن ابى طالب ٧ يافتيم كه رسول خدا ٦ بر روى منبر مىفرمود: سوگند به آن خدائى كه جز او معبودى نيست به هيچ مؤمنى خير دنيا و آخرت داده نشد مگر به خاطر گمان نيكويش به خدا و اميد به او، و به خاطر خوش اخلاقيش، و خود دارى از بدگوئى و غيبت.
و سوگند به خدائى كه هيچ معبودى بجز او نيست؛ خداوند هيچ بنده مؤمنى را بعد از توبه و طلب آمرزش عذاب نمىكند مگر به سوء ظنش به خدا و كوتاهى در اميدش به خدا و بد اخلاقيش و غيبت مؤمن كردنش، و قسم به آن خدايى كه هيچ معبودى جز او نيست، هيچ بنده مؤمنى خوشگمانى به خدا نكند مگر اينكه خدا به اندازه گمانش با او رفتار كند، چون خداوند كريم است و تمام خيرات در دست اوست، و شرم دارد از اينكه بنده مؤمنش گمان خوبى به او ببرد سپس مخالف گمان و اميدش عمل كند، به خدا خوش گمان باشيد و مشتاق او باشيد.
(٢) (١٥٠) ٢- امير مؤمنان ٧ فرمود: هيچ بندهاى گمان خيرى به خدا نمىبرد مگر اينكه خداوند نزد گمانش حاضر است، و اين همان است كه خداوند مىفرمايد: (و همين گمان باطل شما در باره خدا بود كه موجب (معصيت و) هلاكت شما گرديد و همه شما از زيانكاران شديد).
(٣) (١٥١) ٣- امام صادق ٧ فرمود: عيسى بن مريم دو نفر از يارانش را براى كارى فرستاد، يكى از آنان همانند چوب خشكيده (و لاغر) برگشت، و ديگرى در حالى كه چاق و پرگوشت بود، عيسى ٧ به آنكه همانند چوب خشك شده فرمود: چرا چنين شدى؟ گفت: از ترس خدا. آنگاه به ديگرى كه چاق شده بود گفت: تو چرا چنين شدى؟ عرض كرد: از حسن ظن به خدا.
(٤) (١٥٢) ٤- امام صادق ٧ فرمود: داود پيامبر ٧ عرض كرد: پروردگارا! كسى كه گمان نيكو به تو ندارد ايمان به تو نياورد گرچه تو را شناخت.