مشکاة الأنوار ت هوشمند و محمدی - شیخ طبرسی - الصفحة ٥٦٥ - فصل هفتم در مذمت دنيا
ترجيح داديد، مؤمن در اين دنيا مهمان كافر است، شما هم اكنون مىخوريد و مىآشاميد و مىپوشيد و ازدواج مىكنيد، و آنان در آخرت نه مىخورند و نه مىنوشند و نه مىپوشند و نه ازدواج مىكنند، آنان در آخرت از شما طلب شفاعت مىكنند و شما شفاعتشان نمىكنيد، خداوند مىفرمايد: (به ما از آب گوارا يا آنچه خدا روزيتان گردانده بدهيد)، به آنها جواب مىدهند: خداوند اينها را بر كافرين حرام كرده.
(١) (١٥٦٧) ١٩- از امام سجاد ٧ سؤال شد: كدام اعمال نزد خداوند از همه بهتر است؟ فرمود: هيچ عملى بعد از شناخت خدا و رسولش بهتر از دشمنى با دنيا نيست، دشمنى با دنيا اقسامى و گناهان نيز اقسامى دارد، نخستين معصيتى كه نسبت به خداوند واقع شد تكبر بود، و آن نافرمانى شيطان بود كه (سرپيچى كرد و كبر ورزيد و از كافران شد) معصيت ديگر حرص و طمع است كه آن معصيت آدم و حوّا (صلوات اللَّه عليهما) بود، آن هنگام كه خداوند فرمود: (از هر چه مىخواهيد بخوريد ولى به اين درخت نزديك نشويد كه از ظلمكنندگان خواهيد بود)، آنها با اينكه احتياجى به آن (درخت) نداشتند، آن را خوردند و اين حرص تا روز قيامت بين فرزندانشان باقى ماند، و از اين روست كه فرزندان آدم چيزهايى را جمع مىكنند كه به آنها نيازى ندارند.
بعد از آن حسد است، كه گناهى است كه فرزند آدم گرفتارش شد، آن هنگام كه برادرش را به خاطر حسادت كشت، از حسد چند چيز منشعب مىشود: دوستى زنان، دوستى دنيا، دوستى رياست، دوستى راحتى، دوستى سخن گفتن، دوستى مقام و دوستى ثروت كه جمعا هفت خصلت مىشود، و تمام آنها در دوستى دنيا جمعند، از اين رو پيامبران و دانشمندان بعد از شناخت آن گفتهاند: دوستى دنيا سرآغاز همه گناهان است، و دنيا دو قسم است: دنياى كفاف و دنياى ملعون.
(٢) (١٥٦٨) ٢٠- امام صادق ٧ فرمود: امير المؤمنين (صلوات اللَّه عليه) به يكى از يارانش نامهاى به عنوان موعظه نوشت: تو و خودم را به تقواى الهى سفارش مىكنم، آن خدايى كه نافرمانيش روا نيست و به غير او اميدى نمىباشد، و بىنيازى فقط به دست اوست، هر كه از خدا پروا كرد عزيز و قوى شد، و سير و سيرآب گشت، و عقلش از اهل دنيا بالا گرفت، پيكرش با اهل دنياست ولى دل و خردش متوجّه آخرت است، آنچه از دنيا دوستى چشمش ديده پرتو دلش خاموش نموده، حرامش را پليد شمرده و از شبهاتش دورى جسته، به خدا قسم حلال خالص دنيا را هم رها كرده و جز به مقدارى كه ناچار از آن