احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٦ - بخش دوم استدلالى ديگر از امير المؤمنين
خبر مىداد آنچه پشت ديوار بود حضرت محمد ٦ از وقايع جنگ موته (كه جعفر بن ابى طالب در آن جنگ شهيد شد) خبر مىداد با اينكه در آنجا حضور نداشت و تعداد شهدا و كيفيت جنگ را بيان مىكرد با اينكه يك ماه راه بين او و محل جنگ فاصله بود.
شخصى مىآمد و تصميم داشت سؤالى بكند به او مىگفت خودت مىگوئى يا من بگويم مىگفت شما بفرمائيد مىفرمود راجع به فلان جريان مىخواهى سؤالى كنى تمام خواسته او را بيان مىكرد.
آنچنان اسرار اهل مكه را فاش نمود كه ديگر سرّى نداشتند از آن جمله جريان صفوان بن اميه و عمير بن وهب بود كه عمير پيش پيامبر آمده گفت آمدهام براى آزادى فرزندم فرمود به او دروغ مىگوئى تو با صفوان در خطيم كنار كعبه به ياد كشتهشدگان جنگ بدر افتاديد و به او گفتى مرگ براى ما از زندگى بهتر است با اين كارى كه محمد ٦ كرد آيا زندگى فايدهاى دارد بعد از آن همه كشته كه ما در قليب داديم.
تا به او گفتى اگر زن و فرزند نداشتم و قرضى كه دارم نبود تو را از دست محمد ٦ آسوده مىكردم صفوان گفت من قرض تو را به عهده مىگيرم و زن و فرزندت را جزء خانواده خود قرار مىدهم كه در خير و شر آنها شريك باشند. تو گفتى پس اين مطلب را پنهان بدار و وسائل سفر مرا فراهم كن تا بروم و او را بكشم تو براى كشتن من آمدهاى گفت صحيح مىفرمائيد يا رسول الله اينك مىگويم اشهد ان لا اله الا الله و انّك رسول الله از اين جريانها زياد اتفاق مىافتاد كه نمىتوان شمرد.
يهودى گفت مىگويند عيسى به صورت پرنده از گل مىساخت و در او مىدميد يك پرنده مىشد به اجازه خدا على ٧ فرمود همين طور است حضرت محمد ٦ نيز شنيد اين را انجام داده در جنگ حنين سنگى را بدست گرفت ما صداى تسبيح و تقديس سنگ را شنيديم سپس به سنگ فرمود شكافته شو، سنگ سه پاره گرديد از هر كدام صداى تسبيحى غير تسبيح ديگرى مىشنيديم.