احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٣٢ - بخش نهم مناظرات امام حسن و امام حسين
نوشتهاى مىبوديم بر ما مقدم نمىشديد و ديگرى را بر ما مقدم نمىداشتيد. خداوند مثال شما را در قرآن زده مىفرمايد أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اين مربوط به اولياء و دوستان قسمت در سؤالى كه كردهاند و مثالى نيز براى تو اگر نمىخواستم اين احتجاج و استدلال را با تو و اصحابت بنمايم هرگز جواب تو را در اين سؤال نمىدادم. وقتى نامه مرا دريافت كنى حجت بر تو و يارانت دامن گير خواهد شد كه خداوند در اين آيه مىفرمايد أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ.
پيرو آنچه در مورد قدر مىنويسم باش كه هر كس ايمان به قدر نداشته باشد چه خير و چه شر آن كافر است و هر كه گناه را به گردن خدا بياندازد فاجر است. هرگز خداوند بزور مردم را به اطاعت خويش وانداشته و به زور به معصيت وادار نكرده و آنها را به خود وانگذاشته است اما مالك تمام نيروهائى است كه در اختيار مردم قرار داده و قادر بر تمام قدرتهائى است كه به ايشان سپرده اگر راه اطاعت و بندگى را سپردند مانع آنها نخواهد شد و بازشان نمىدارد. اگر به معصيت تصميم گرفتند در صورتى كه بخواهد ممكن است بين آنها و عمل خلاف فاصله شود (و نگذارد آلوده به معصيت شوند) اگر چنين كارى را نكرد آنها را وادار به معصيتشان نكرده و نه به زور دچار چنين عملى نموده.
خداوند به آنها قدرت انجام چنين كارى را داده و راهى برايشان گشوده و تمكن انجام عمل (و ترك آن را به ايشان داده) راه به انجام امر و ترك معصيت در آنها مقرر كرده. تكليف را از كسانى كه نقص بدنى دارند و قدرت انجام ندارند يا زمينگير هستند برداشته و السلام.
امالى ابن شيخ صفحه ١٠- ١٤.
امام على بن الحسين ٧ فرمود موقعى كه امام حسن ٧ با معاويه صلح كرد از محل خود خارج شد تا با هم روبرو شدند معاويه بپا خاست و به منبر