احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤١٣ - استدلال ديگرى از شيخ مفيد رحمة الله عليه
از يكى به كنايه تعبير نموده. اين كنايه مربوط به هر دوى آنها است نه يكى مانند اين آيه الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ لفظ كنايه از فضه فقط آورده شد با اينكه منظور طلا و نقره هر دو هست و شاعر هم مىگويد:
|
نحن بما عندنا و انت بما |
عندك راض و الامر مختلف |
|
منظورش اينست كه نحن بما عندنا راضون و انت راض بما عندك يكى را ذكر كرده و ديگرى را ذكر ننموده. همين طور خداوند مىفرمايد فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ و هر دو را مورد نظر داشته باشد.
جواب از اين اشكال به توفيق خدا چنين است. اختصار به كنايه با ذكر يكى از موارد و تعميم حكم به همه يك نوع مجاز و استعارهايست كه اهل زبان در موارد بخصوصى به كار بردهاند و در قرآن هم تعداد معينى بكار برده شده. استعاره استعمال اصلى نيست كه در همه جا اجرا شود و نمىتوان بر آن قياس نمود و ما نمىتوانيم ظاهر قرآن را رها كنيم و از استعمال حقيقى صرف نظر نمائيم و به استعاره متوسل شويم مگر مجبور باشيم با اينكه دليلى در آيه فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ نداريم كه ما را ملزم نمايد غير از كسى كه مراد هست از نازل شده سكينه بر او ديگرى را هم به استعمال كنائى منظور نمائيم.
مطلب ديگر اينكه عرب اين استعمال را به كار مىبرد. وقتى كه معنى معروف باشد و اشتباه پيش نيايد در چنين صورتى يكى را ذكر مىكند و هر دو را منظور مىنمايد به جهت اختصار چون جاى اشتباه نيست و ترديد بوجود نمىآيد اما در صورتى كه معروف نيست و اشتباه پيش بيايد چنين استعمالى را روا نخواهد داشت و هر كه به كار برد كارش لغز و معما است. مگر نمىبينى كه خداوند مىفرمايد وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها هر كس بشنود مىداند منظور انفاق نكردن طلا و نقره هر دو است با قرينهاى كه قبلا ذكر نموده از كراهت نسبت به ذخيره نمودن و بر هم انباشتن طلا و نقره كه مانع انفاق آنها است وقتى هر دو را در مورد ذخيره كردن آورد و حكمى به آن دو داد كه شاهد و گواه است بر اينكه انفاق نيز مربوط به هر دو است كه از جهت اختصار يكى را بيان نموده. خداوند در اين آيه