احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٩ - بخش دوازدهم مناظرات حضرت باقر
قرار گرفت. اين مرد هم رفت نزديك آن جناب نشست. ابو حمزه گفت طورى نشستم كه سخن آنها را بشنوم اطراف آنها گروهى نشسته بودند وقتى هر كدام مسائل مورد نياز خود را پرسيدند و رفتند امام ٧ رو به آن مرد كرده فرمود تو كيستى؟ گفت من قتادة بن نعامه بصرى هستم. فرمود تو فقيه اهل بصره هستى؟ گفت آرى. فرمود واى بر تو قتاده خداوند گروهى از بندگان خويش را حجت بر خلق خود قرار داده. آنها پايهها و استوانه زمين هستند به امر خدا و برگزيدگان علم خدايند قبل از آفرينش مردم آنها را برگزيده كه سايههائى در طرف راست عرش خدا بودند.
قتاده مدتى سكوت كرد سپس گفت خدا به شما خير دهد من در مقابل فقهاى زيادى نشستهام و پيش ابن عباس هيچ وقت دلم نمىتپد. امام باقر فرمود ميدانى كجا هستى؟
تو در مكانى هستى كه أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ تو در چنين جايى هستى و ما آنهائيم قتاده گفت راست مىفرمائيد خدا مرا فداى شما كند اين خانه از گل و سنگ نيست.
قتاده گفت راجع به پنير مرا مطلع فرمائيد. حضرت باقر ٧ تبسمى نموده فرمود تمام سؤالات تو بالاخره به پنير رسيد. گفت همه را فراموش كردم.
فرمود اشكالى ندارد. قتاده گفت گاهى در آن پنير مايه از شيردان مرده استفاده مىكنند فرمود اشكالى ندارد شيردان داراى رگ و خون و استخوان نيست از بين پشكل و مدفوع گوسفند و خون گرفته مىشود. بعد فرمود شيردان مانند تخم مرغ است كه از مرغ مردهاى خارج كنند. گفت آيا چنين تخم مرغى را مىخورى؟ جواب داد نه و نه اجازه مىدهم كسى بخورد. حضرت باقر ٧ فرمود چرا؟ گفت چون از مرده است. فرمود اگر اين تخم مرغ باز شود و جوجهاى بدهد آيا آن جوجه را مىخورى؟ گفت بلى.
فرمود چه چيز موجب حرمت تخم مرغ و حلال بودن مرغ مىشود؟ سپس فرمود شيردان هم مثل تخم مرغ است پنير از بازار مسلمانان بخر از دست نمازگزاران و سؤال هم نكن مگر كسى بيايد و به تو اطلاعى بدهد.