احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤ - بخش اول احتجاج امير المؤمنين
نمىداند[١].
اما شباهت فرزند به عموها و دائيهايش چنين است كه اگر نطفه زن زودتر به رحم زن برسد بچه شبيه عموهايش مىشود و از نطفه مرد استخوان و رگها است اگر نطفه زن زودتر از نطفه مرد به رحم برسد بچه شبيه دائيهايش مىشود و از نطفه زن مويها و پوست و گوشت مىرويد زيرا آن نطفه زرد و رقيق است.
آسمان را آسمان ناميدهاند، زيرا وسم آب است يعنى معدن آب و دنيا را دنيا ناميدهاند چون پستتر از هر چيزى است و آخرت، آخرت ناميده شد چون در آنجا ثواب و پاداش داده مىشود و آدم را آدم ناميدهاند زيرا او را از پهن دشت زمين آفريدهاند (اديم زمين) يعنى روى زمين و جريان چنين بود كه خداوند جبرئيل را فرستاد و دستور داد از روى زمين چهار خميره بياورد، طينت بيضاء و طينت حمراء و طينت غراء و طينت سوداء و آن را از دشت هموار و ارتفاعات جمع كند و دستور داد چهار نوع آب نيز بياورد آب گوارا، آب شور، آب تلخ و آب بدبو.
او را امر كرد كه آب را بر روى خاك بريزد و با دست خود خمير نمايد، نه خاكها زياد آمد كه احتياج به آب داشته باشد و نه از آب زياد آمد كه احتياج به خاك داشته باشد آب گوارا را در حلق او و آب شور را در دو چشم او و آب تلخ را در گوشش و آب بدبو را در دماغش وارد كرد و اما حوا را حوا ناميدهاند چون او از حيوان آفريده شد. اسب را اجد ناميدهاند زيرا اولين كسى كه سوار بر اسب شد قابيل بود روزى كه برادرش هابيل را كشت و اين شعر را سرود:
|
اجد اليوم و ما |
ترك الناس دما |
|
به اسب از اين جهت اجد گفتهاند و قاطر را عد ناميدهاند زيرا اولين كسى كه سوار قاطر شد آدم ٧ بود فرزندى داشت به نام معد كه خيلى به چهار پايان
[١] از طريق عامه و خاصه رد آياتى بدين مضمون رسيده كه زمين بر شانه ملك و ... گرچه بعضى با تكلفاتى خواسته اين اخبار را تفسير و توجيه نمايند واقع مطلب اينست كه چنين اخبار متشابه است و ما معنى واقعى آن را نمىدانيم.