احتجاجات (ترجمه جلد 4 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥ - بخش اول احتجاج امير المؤمنين
علاقه داشت و آن فرزند استر آدم را مىراند هر وقت از رفتار باز مىماند آدم مىفرمود معد براى قاطر با اسم معد آشنا شد مردم معد را تبديل به عد كردند اما به الاغ از آن جهت حر گفتهاند چون اولين كسى كه سوار الاغ شد حوا بود و در بين راه مىگفت (وا حرّاه) چه گرم است وقتى اين حرف را مىزد الاغ راه مىرفت و اگر چيزى نمىگفت الاغ از رفتن باز مىايستاد مردم آن را مخفف نموده گفتند حر.
اما درهم را كه درهم ناميدهاند زيرا گرفتار ناراحتى است هر كس جمع كند و در راه اطاعت خدا انفاق ننمايد گرفتار عذاب مىشود و دينار را از آن جهت دينار گفتهاند كه جمعكننده آن در خانه آتش است اگر در راه خدا انفاق ننمايد گرفتار آتش جهنم مىشود.
يهودى گفت صحيح است آنچه فرمودى ما در تورات مىيابيم مسلمان شد و در خدمت آن مولى بود تا در صفين شهيد گرديد.
معانى الاخبار صفحه ١٢ و ١٣.
على بن محمد بن سيار از امام عسكرى ٧ نقل مىكند كه فرمود قريش و يهودان قرآن را تكذيب نمودند و گفتند اين سحر است كه ساخته است خداوند فرمود الم ذلِكَ الْكِتابُ يعنى اى محمد ٦ اين كتابى كه بر تو نازل كردهام تشكيل شده از حروف مقطعه كه از جمله آنها است الف، لام، ميم اين حروف به لغت شما است و زبان مادرى ايشان است فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ ... إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر راست مىگوئيد شبيه آن را بياوريد و از ديگران نيز كمك بخواهيد، بعد مىفرمايد كه آنها قدرت برآوردن شبيه قرآن را ندارند به اين آيه قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً سپس مىفرمايد خداوند (الم) همين قرآنى است كه موسى و انبياى پس از او خبر دادهاند و به بنى اسرائيل گفتند كه من در آينده بر تو نازل خواهم كرد اى محمد كتابى گرانقدر كه نمىتوان در آن اشتباهى يافت نه قبل و نه بعد از جانب خداى حكيم و حميد نازل شده (لا رَيْبَ فِيهِ) شكى در آن نيست چون آشكار است نزد آنها چنانچه پيامبرانشان گفتهاند بر محمد ٦ كتابى نازل مىشود كه باطل