عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦١ - درجات تفويض
درجه اول تفويض: آن است كه سالك بر نيت و قصد خود تكيه، از مكر حق ايمن و از يارى او مأيوس نباشد، بداند اگر حق متعال بدو قدرت ندهد بر هيچ عملى قادر نيست.
درجه دوم تفويض: با مشاهده اضطرار است، سالك مضطرا مىبيند كه عمل او نجاتدهنده او و گناه او هلاككننده او نيست، هيچ عمل منجى و هيچ گناهى مهلك نيست و سبب موجب اشتغال كسى نمىگردد، مسبب است كه امور به يد قدرت لايزالى اوست.
چيزى كه مضطرا سالك را در اين مقام به تفويض مىكشاند اين است كه سالك مىبيند عمل او فى نفسه موجب نجات او نبوده و گناه او بخصوصه سبب هلاك او نمىگردد، اگر به عنايت به او نظر شود عمل ناقابل او قابل تلقى شده او را به فلاح و رستگارى مىرساند، اگر به سبب خلاف و نافرمانى مورد مؤاخذه واقع شود مطرود حق تعالى خواهد بود، چه كسى نيست كه بتواند حق نعمت و بندگى حق را بجاى آرد، پس رد و قبول حق نه به سبب اعمال و افعال است بلكه با نظر لطف و قهر اوست.
|
چون حسن عاقبت نه به رندى و زاهدى است |
آن به كه كار خود به عنايت رها كند[١] |
|
درجه سوم تفويض: با مشاهده انفراد حق متعال است در حكم، سالك مىبيند هر حركت و سكونى و هر قبض و بسطى تحت حكم و امر حق تعالى است و درمىيابد كه انصراف از جمع به تفرقه يا از تفرقه به جمع به اراده ذات كبريايى الهى است.
[١] - حافظ.