عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٠ - كشف برزخى براى آقا سيد جمالالدين گلپايگانى
در زمان جوانى در اصفهان تحصيل مىنمود و با مرحوم آيتالله العظمى حاج آقا حسين بروجردى همدرس و هممباحثه بود و آيت الله بروجردى چه در زمانى كه در بروجرد بودند و چه وقتى كه در قم سكونت داشتند، نامههايى به ايشان مىنوشتند و درباره بعضى از مسائل غامضه و حوادث واقعه استمداد مىنمودند!!
اين مرد بزرگ مىفرمودند:
من در دوران جوانى كه در اصفهان بودم نزد دو استاد بزرگ مرحوم آخوند كاشى و جهانگيرخان قشقايى درس اخلاق و سير و سلوك مىآموختم و آنها در اين امور مربى من بودند.
به من دستور داده بودند كه شبهاى پنجشنبه و جمعه به بيرون شهر اصفهان به قبرستان تختفولاد بروم و قدرى در عالم مرگ و ارواح تفكر كرده و مقدارى هم به عبادت بپردازم و صبح برگردم.
عادت من اين بود كه شب پنج شنبه و جمعه مىرفتم و مقدار يكى دو ساعت در بين قبرها و در مقبرهها حركت مىكردم و تفكر مىنمودم و بعد از چند ساعت استراحت كرده، سپس براى نمازشب و مناجات برمىخاستم آن گاه نماز صبح را خوانده به اصفهان مراجعت مىكردم.
شبى از شبهاى زمستان هوا بسيار سرد بود، برف هم مىآمد، من براى تفكر در ارواح و ساكنان وادى آن عالم از اصفهان حركت كرده و به تخت فولاد آمدم و در يكى از حجرات رفتم، خواستم دستمال خود را باز كرده چند لقمهاى غذا بخورم و بعد بخوابم تا در حدود نيمه شب بيدار شده، مشغول كارهاى خود از عبادت و مناجات شوم.
در اين حال درب مقبره را زدند، تا جنازهاى را كه از ارحام و بستگان صاحب مقبره بود و از اصفهان آورده بودند آنجا بگذارند و شخص قارى قرآن كه متصدى