عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٩ - محاسبه اعمال
نمىشكنند.\* و آنچه را خدا به پيوند آن فرمان داده پيوند، مىدهند و از [عظمت و جلال] پروردگارشان همواره در هراسند و از حساب سخت و دشوار بيم دارند.
آرى، وقتى يار در صحنه باعظمت قيامت روى به جانب انسان ندارد و از لطف و مرحمت و عنايتش به خاطر تمام آلودگى انسان دريغ دارد و هيچ شافع و ناصرى براى نجات انسان لب باز نمىكند و سر و كار مجرم با دادگاههاى سخت و ملائكه عذاب و عاملان غضب و خشم الهى است، اين را مىگويند سوء الحساب!!
فيض آن عارف وارسته و عاشق دل خسته در اين زمينه مىگويد:
|
هشدار كه هر ذره حساب است در اينجا |
ديوان حساب است و كتاب است در اينجا |
|
|
حشرست و نشورست و صراط است و قيامت |
ميزان ثواب است و عقاب است در اينجا |
|
|
فردوس برين است يكى را و يكى را |
آزار و جحيم است و عذاب است در اينجا |
|
|
آن را كه حساب عملش لحظه به لحظه است |
با دوست خطاب است و عتاب است در اينجا |
|
|
آن را كه گشودست ز دل چشم بصيرت |
بيند چه حساب است و چه كتاب است در اينجا |
|
|
بيند همه پاداش عمل تاره به تاره |
با خويش مر آن را كه حساب است در اينجا |
|
|
با زاهدش ار هست خطابى به قيامت |
با ماش هم امروز خطاب است در اينجا |
|
ما اگر به دستور قرآن مجيد و انبياى عظام و امامان گرامى : لحظات خود را همراه با مراقبه و محاسبه به سر بريم، در فرداى قيامت يا جزء بىحسابان به حساب خواهيم آمد يا جزء خوشحسابان، ورنه در ورطه محشر دچار حساب شديد و يا سوء حساب خواهيم شد.
محاسبه اعمال
اگر انسان باحساب زندگى كند، يعنى در تمام امور و در كليه شؤون و در هر قدمى كه برمىدارد و در هر سخنى كه مىخواهد بگويد و يا بشنود و خلاصه هركارى كه مىخواهد انجام دهد خدا و قيامت را در نظر داشته باشد و عمل و كارش را هماهنگ با خواستههاى حق و اوامر و نواهى انبيا و ائمه : انجام دهد، در حقيقت در بهترين حال و عالىترين موقعيت است.
محاسبه از والاترين منازل عرفانى و كار با قيمت اهل سير و سلوك است، در اين زمينه مقدمهاى را از مقامات معنوى نقل مىكنم:
[يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد][١].
اى اهل ايمان! از خدا پروا كنيد؛ و هر كسى بايد با تأمل بنگرد كه براى فرداى خود چه چيزى پيش فرستاده است.
|
چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست |
كه خدمتى به سزا برنيامد از دستم[٢] |
|
خداى بزرگ مىفرمايد:
[١] - حشر( ٥٩): ١٨.
[٢] - حافظ شيرازى.