عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥١ - تقوا در روايات
|
كسى اندر سفر چندين نماند |
جدا از شهر و از ياران پيشين |
|
|
نداى ارجعى آخر شنيدى |
از آن سلطان و شاهنشاه شيرين |
|
|
در اين ويرانه جغدانند ساكن |
چه مسكن ساختى اى باز مسكين |
|
|
چه آسايد بهر پهلو كه گردد |
كسى كز خار سازد او نهالين |
|
|
چه پيوندى كند صراف و قلاب |
چه نسبت زاغ را با باز و شاهين |
|
|
چه آرايى به گچ ويرانهاى را |
كه بالا نقش دارد زير سجين |
|
|
خدايا در رسان جان را به جانها |
بدان راهى كه رفتند آل ياسين |
|
|
دعاى ما و ايشان را در آميز |
چنان كز ما دعا وز تو تحسين[١] |
|
تقوا در روايات
در روايات عالى كتب شيعه آمده:
ان للمؤمن فى نفسه شغلا والناس منه فى راحة، اذا جن عليه الليل فرش وجهه وسجد لله بمكارم بدنه يناجى الذى خلقه فى فكاك رقبته. الا فهكذا فكونوا[٢].
اميرالمؤمنين ٧ مىفرمايد: به حقيقت مؤمن در محور وجود خودش در زحمت است، او را شغلى چون عبادت و خدمت به خلق است، از اين جهت مردم از پاكى و خدمت او در بهره و راحتند، چون شب تار فرا رسد صورت به خاك حريم دوست نهد و با اعضاى با قيمتش بر حضرت رب العزه سجده آرد، مناجاتش با خداوند اين است كه وى را از عذاب جهنم آزاد سازد، من به شما هشدار مىدهم كه اينگونه باشيد.
[١] - مولوى.
[٢] - تفسير العياشى: ٢/ ٢١٣، حديث ٥٠؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٢٨٢، باب ٥٦، حديث ٢.