عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤١٢ - استعدادهاى شگرف انسان در عرصه معنويت
فعليت برساند و راه به فعليت رساندنش هم فقط بندگى درگاه حضرت اوست.
١- انسان مانند جهان بزرگ مظهر تجلى ذات و صفات و افعال الوهيت است.
٢- حكمت، مركز ذات الوهيت را و محبت، مركز صفات او را و مشيت، مركز افعال حضرت حق را تجلى مىدهد.
٣- روح جامع انسانى نمايشگاه تجلى ذات يا حكمت خداست و نفس انسانى آيينه تجلى صفات يا محبت خداست و جسم انسانى ميدان فعاليت افعال يا مشيت حق است.
٤- روح انسانى نماينده عقل كل و نفس ناطقه انسانى نماينده نفس كل و جسم انسانى نماينده طبع كل جهان بزرگ مىباشد كه مظهر حسى مشيت خداست.
٥- روح جامع انسانى يا عقل فعال جوهرى است بسيط و مجرد و مقيم عالم جبروت كه مقام عقل اول است و خود نورى است از انوار اين عقل.
٦- منطقه فعاليت روح جامع انسانى يا عقل فعال، عالم تجرد يا جبروت است و از آنجا انوار فيوضات خود را به عالم نفس و جسم مىفرستد.
٧- انوار روح جامع انسانى يا عقل فعال عبارت است از افعال مجرده و حقايق بسيطه و مقولات محضه كه در شكل معرفت و حقيقت و عشق خدايى نسبت به استعداد هر نفس ناطقه در درجههاى مختلف تظاهر مىكنند.
٨-/ نفس ناطقه انسانى شعاعى است از روح جامع يا عقل فعال چنانكه در جهان بزرگ نيز نفس كل نورى از عقل كل بوده است.
٩- منطقه فعاليت اصلى نفس ناطقه انسانى، عالم ملكوت است.
١٠- مقصود از تعيين اين منطقه فعاليت اين نيست كه نفس ناطقه در عالم طبيعت و جسم كار نمىكند، بلكه مراد اين است كه از حيث لطافت و جوهريت و تجرد، نفس ناطقه تعلق به عالم ديگر دارد و نشيمن او آن عالم است.