عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٦ - مسائل ملكوتى در محور نفس
بدون شك منهاى طى اين مراحل نفس سركش رام نمىشود و روى به جانب حضرت يار نمىآورد كه تنها راه رام كردن اين چموش بستن او به بند مجاهدت و رياضت است.
عاشق عارف، مرحوم نراقى مىگويد:
|
گفتم ز دعاى من شب خيز حذر كن |
گفتا برو اظهار ورع جاى دگر كن |
|
|
گفتم كه قدم در ره عشق تو نهم گفت |
بگذار و ليكن قدم خويش ز سر كن |
|
|
گفتم نظرى بر رخ زيباى تو خواهم |
گفتا برو از هر دو جهان قطع نظر كن |
|
|
گفتم كه دلم، گفت سراغ ره ما گير |
گفتم كه سرم، گفت به فتراك نظر كن |
|
|
گفتم چكنم ره به سر كوى تو يابم |
گفتا كه برو خانه خود زير و زبر كن |
|
|
گفتم كه ز غم ناله كنم گفت بپرهيز |
گفتم ز ستم شكوه كنم گفت حذر كن |
|
|
گفتم كه صفايى هوس وصل تو دارد |
گفتا ز سر خود هوس خام به در كن |
|
مسائل ملكوتى در محور نفس
البته بازگو كردن مطالب بسيار مهمى كه در زمينه نفس در آيات و روايات و كتب اخلاقى و عرفانى آمده در اين جزوه مختصر نمىگنجد، فقط به ذكر نمونهاى از آن آثار اكتفا مىشود.
رسول اسلام، نبى مكرم، پيامبر عظيم القدر ٦ كه تمام مقامات ملكوتى و منازل عرفانى و مراحل سلوك را طى كرده مىفرمايد:
طوبى لمن كان عقله اميرا ونفسه اسيرا، وويل لمن انعكس.
خوشا به حال آن انسانى كه عقلش در مملكت وجودش به امارت است و نفسش در اسارت و فرمان آن لطيفه الهى است و واى به حال آن بدبختى كه