عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٢٩ - تقوا يا عالىترين حقيقت
رحمت و مرحمت و لطف و شفقت حضرت دوست مهيا نيست.
چون تقوا نباشد دل اسير شهوات گردد و مغز از كار بيفتد و عقل معطل ماند و زندگى به فساد و تباهى كشد و روى معشوق از انسان برگردد و حركات معنوى متوقف شود و جز خور و خواب و شهوت، آن هم به ظلم و معصيت چيزى براى انسان نماند.
آن كس كه بىتقواست از آفات در امان نيست، تقوا محكمترين حصار براى مصون ماندن انسان از خطرات و شرور دنيا و آخرت است. مردم بىتقوا فقيرترين و بدبختترين و سيهروزگارترين مردم جهانند!!
تقوا حالتى است روحى و حقيقتى است نفسى كه با تكرار ترك گناه و مداومت بر طاعات و استقامت بر حسنات اخلاقى به دست مىآيد.
حفظ انديشه از افكار آلوده و مصون داشتن نفس از رذايل و خوددارى و خودنگاهداشتن از اعمال سوء تقواى الهى است.
فرد و خانواده و جامعه به نحو وجوب نيازمند به تقوا هستند و ضرورت تحقق تقوا در تمام شؤون حيات بر كسى پوشيده نيست.
فرد وقتى آراسته به تقوا باشد، در تشكيل خانواده مشكلى ايجاد نمىكند و در كسب و كار حقوق اقتصادى را رعايت مىنمايد.
خانواده وقتى تقوا داشته باشد فرزندانى صالح و شايسته تحويل مىدهد و براى جامعه منبع لطف و بركت خواهد شد.
جامعه وقتى همراه با تقوا باشد جامعه برتر و ملتى برين و قومى باارزش و باقدرت و اسوه و سرمشق براى جوامع ديگر تجلى خواهد كرد.
قوه مقننه وقتى آراسته به تقوا باشد در قانونگذارى جز حفظ حقوق مستضعفان و محرومان و رشد و كمال جامعه و خير دنيا و آخرت مردم راهى نخواهد پيمود.