عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٥ - عمل اهل حقيقت
سيم: شفقت كردن است بر همه كس و شفقت كردن آن باشد كه با مردم چيزى گويند و چيزى كنند كه مردم چون به آن كار كنند در دنيا و آخرت سود برند و اهل شفقت نصيحت و ادب كنند و اهل علم نصيحت كنند و اهل قدرت ادب كنند تا مردم از يكديگر ايمن باشند.
چهارم: تواضع است با همهكس، مردم را عزيز دارد و به چشم حرمت و عزت در همهكس نگاه كند.
پنجم: رضا و تسليم و آزادى و فراغت است.
ششم: توكل و صبر است و تحمل.
هفتم: بىطمعى است كه طمع ام الخبايث است.
هشتم: قناعت است كه قناعت و فراغت است كه سالك را بجايى رساند.
نهم: آزار نارسانيدن است و راحت رسانيدن به همهكس.
دهم: تمكين است. اى درويش! كار، تمكين و استقامت و ثبات دارد.
اين است علامات اهل حقيقت و اين است عمل اهل حقيقت، هركه دارد مباركش باد، سالك تا در علم و حكمت به كمال نرسد و سير الى الله و سير فى الله را تمام نكند اين علامات و اين صفات و اين اخلاق در وى پيدا نيايد.
|
تشنه خويش كن مده آبم |
عاشق خويش كن ببر خوابم |
|
|
تا شب و روز در نماز آيم |
اى خيال خوش تو محرابم |
|
|
گر خيال تو در فنا يابم |
در زمان سوى مرگ بشتابم |
|
|
رحمتى آر و پادشاهى كن |
كاين فراق تو برنمىتابم[١] |
|
من علاقه داشتم در اين فصل به آيات قرآن مجيد كه در باب تقوا نازل شده اشاره
[١] - مولوى.