عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٤ - تقوا در روايات
رسول الهى ٦ مرا هدايت كرد، فقير بودم به وسيله محمد ٦ غنى شدم، برده بودم، به وسيله آن جناب آزاد شدم، اى عمر! اين است حسب و نسب من.
سلمان پس از آن جلسه گفتگوى بين خود و عمر را براى رسول اسلام ٦ نقل كرد، رسول خدا ٦ رو به مردم كرد و فرمود: اى جمعيت قريش! حسب مرد دين اوست، اخلاق حسنه مردانگى اوست، عقل ريشه اوست، خداوند فرموده: ما شما را از مرد و زن آفريده و براى آشنايى با يكديگر قبيله قبيله قرارتان دادهايم، گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست، سپس رو به سلمان كرد فرمود:
هيچ يك از اينان بر تو جز به تقوا برترى ندارند، اگر از آنان پرهيزكارترى پس تو برترى[١].
قال رسول الله ٦: اتق الله حيث كنت، وخالق الناس بخلق حسن واذا عملت سيئة فاعمل حسنة يمحوها[٢].
رسول الهى ٦ فرمود: هركجا هستى تقوا را رعايت كن، با تمام مردم با اخلاق حسنه رفتار كن، چون به معصيت آلوده شدى در عوضش نيكى بجاى آر، تا آن گناه از پروندهات محو شود.
فيض با كرامت مىگويد:
|
كبيرهاى است كه خود را گمان كنم هستم |
گناه ديگر آن كز مىخودى مستم |
|
[١] - الكافى: ٨/ ١٨١، خطبة لإميرالمؤمنين ٧، حديث ٢٠٣؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٢٨٩، باب ٥٦، حديث ٢٣.
[٢] - الأمالى، شيخ طوسى: ١٨٦، المجلس السابع، حديث ٣١٢؛ بحار الأنوار: ٦٧/ ٢٩٠، باب ٥٦، حديث ٢٤.