عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٥ - تقوا در روايات
|
گناه خويش خودم دوزخ هم خود |
اگر ز خويش برستم ز هول پل رستم |
|
|
به روى من ز سوى حق گشود چندين در |
ز سوى خويش درى چون به روى خود بستم |
|
|
ز خود اگر نكنم خويش را رسم به خدا |
به وصل او نرسم تا به خويش پابستم |
|
|
مگير بر من مسكين اگر بدى كردم |
كه تو كريمى و من از خرد تهى دستم |
|
با توجه به آيات و رواياتى كه گذشت گمان نمىرود، در تمام هستى سرمايهاى براى انسان پرسودتر و ثمربخشتر از تقوا باشد.
اوليا و عاشقان، هميشه دنبال اين بودند كه در سير و سلوك خود و در سفر به سوى جناب دوست به قله با عظمت تقوا برسند.
تقوا حصن حصينى است كه هركس به آن راه پيدا كند از تمام خطرات دنيا و آخرت برهد و خشنودى حضرت رب العالمين را به آن وسيله به دست آورد.
زندگى بدون تقوا در معرض انواع خطرات و بلاهاست و بدون قوه و قدرت پرهيزكارى رهيدن از آن خطرات كارى محال است.
اين چند روزه دنيا را با گناه سپرى نكنيد و عمر گرانمايه را با شيطان و هوا معامله ننماييد كه سراسر خسارت است.