عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٨٨ - رضا و خشنودى از حق
[صفة الرضا ان يرضى المحبوب والمكروه]
رضا و خشنودى از حق
گرچه در ضمن مجلدات گذشته، به مناسبتهاى گوناگون به مسئله رضاى عبد از معبود و عاشق از معشوق اشاره شده ولى به خاطر اهميت مسئله لازم است در اين فصل به توضيح بيشترى در اين زمينه اقدام شود.
بايد دانست كه رضاى از حضرت دوست فرع معرفت به وجود مقدس او و شؤون او و قضا و قدر او و مصلحت خواهيش نسبت به عبد است.
رضا اگر همراه با معرفت باشد رضاى اختيارى است و از ارزش و قيمت برخوردار و مورث اجر عظيم اخروى است ورنه چندان اجرى بر آن مترتب نيست، كسى كه از نور معرفت محروم است و در برخورد با پيشآمدها و حوادث مىگويد:
اگر راضى نباشم چه كنم؟ و يا مىگويد: چارهاى جز تسليم و رضا نيست، اين تسليم و رضا كه از عرصه گاه شوق و عشق و محبت و معرفت خارج است فاقد ارزش و اعتبار است و در حريم حرم حضرت يار قابل توجه نيست.
د بايد به مقررات شرعيه الهيه و تكاليف اخلاقيه و عمليه كه از جانب حضرت حق به مصلحت دنيا و آخرت او تنظيم شده راضى باشد و با كمال شوق و ذوق به اداى آنها بپردازد.
عبد بايد به مقدرات حق در باب خلقت و آفرينشش و صورت و سيرتش در