عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٨ - صبر در آيينه عرفان
|
غلام عالم تركيب تا به كى باشى |
طلسم را بشكن شاه عالم جان باش |
|
|
به زير بار طبيبان شهر نتوان رفت |
به درد خو كن و آسوده دل ز درمان باش |
|
|
نظر به دامن گلچين نمىتوان كردن |
به خار سر كن و فارغ ز سير بستان باش |
|
|
نصيب خضر خدا كرد آب حيوان را |
بگو سكندر ظلمت دويده حيران باش[١] |
|
صبر در آيينه عرفان
صبر بر سه نوع باشد:
اول: صبر عام و آن جنس نفس باشد بر سبيل تجلد و اظهار ثبات در تحمل، تا ظاهر حال او به نزديك عاقلان و عموم مردمان مرضى باشد.
دوم: صبر زهاد و عباد و اهل تقوا و ارباب حلم از جهت توقع ثواب آخرت.
سيم: صبر عارفان، چه بعضى از ايشان التذاذ يابند به مكروه از جهت تصور آن كه معبود ايشان را به آن مكروه از ديگر بندگان خاص گردانيده و ملحوظ نظر او شدهاند.
و علامت صبر حبس نفس است و استحكام درس و مداومت بر طلب انس و محافظت بر طاعات و استقصاى در واجبات و صدق در معاملات و طول قيام در مجاهدات و اصلاح جنايات و ترك شكايات و فرو خوردن تلخىها و روى ترش ناكردن.
و صبر آن است كه فرق نكند ميان حال نعمت و محنت و سكون نفس در بلا و بلا را به همت توان كشيد.
بايد اگر بلاى كونين بر تو گمارند در آن آه نكنى و اگر محنت عالمين بر تو فرود
[١] - فروغى بسطامى.