عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٥ - علم به رضا
المؤمن ينظر بنور الله.
مؤمن با نور الهى نگاه مىكند.
چه بارى تعالى را كه موجد همه موجودات است اگر بر هر امرى از امور انكار باشد آن امر را وجود محال باشد و چون بر هيچ امر او را انكار نباشد پس از همه راضى باشد نه بر هيچ فايت متأسف شود و نه به هيچ حادث مبتهج گردد.
[إن ذلك من عزم الأمور][١].
كه اينها از امورى است كه ملازمت بر آن از واجبات است.
رضا در دلى است كه در او غبار نفاق نبود و رضا شاد بودن است در تلخى قضا و ترك اختيار است پيش از قضا و تلخى نايافتن بعد از قضا و جوش زدن دوستى در عين بلا.
رضا رفع اختيار است و بلا را نعمت شمردن، بايد كه در رضا بجايى رسى كه اگر هفت طبقه دوزخ در چشم راست تو نهند، در خاطر تو نگذرد كه چرا در چشم چپ ننهادند، رضا آرام گرفتن است در تحت مجارى احكام.
|
زنهار برين در در ديگر نزنى |
وز درگه او خيمه فراتر نزنى |
|
|
هرگز نشوى سواره بر اسب مراد |
تا دست به فتراك رضا در نزنى |
|
و راضى بايد كه مستقبل و ماضى آزاد آيد و بر سر كوى حال نشيند و هرچه آيد از محبوب بيند كه هرچه دوست كند همچو دوست محبوب است.
و رضا بيرون آمدن است از رضاى نفس خود و درآمدن به رضاى حق تعالى به تسليم احكام ازليه و تفويض امور كلى و جزيى به حضرت مقدر تقدير تدبير ابديه بلا اعراض و اعتراض.
[١] - لقمان( ٣١): ١٧.