عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٥ - جهاد با نفس
به قول عارف مشتاق، حاج ميرزا حبيب خراسانى:
|
درين تن هر دم آيد جان ديگر |
وزين در هر دم آيد خوان ديگر |
|
|
درين محفل كه نزهتگاه جان است |
رسد هر ساعتى مهمان ديگر |
|
|
به هر يك ذره از ذرات امكان |
نهفته عالم امكان ديگر |
|
|
اگر انسان نكو بيند به هر دم |
ببيند خويش را انسان ديگر |
|
|
ببين در گلشن خاطر كه رويد |
به هر ساعت گل و ريحان ديگر |
|
|
غذاى تن بود اين آب و اين نان |
غذاى روح آب و نان ديگر |
|
|
دو صد كشتى روان گردد در اين بحر |
كه هر يك راست كشتيبان ديگر |
|
|
بود سرسبز و خرم گلشن جان |
ز ابر ديگر و باران ديگر |
|
|
هزاران يوسف مصرى در اين راه |
كه هر يك را چه و زندان ديگر |
|
|
دوصد يعقوب بينى ديده بر راه |
كه هريك را بود كنعان ديگر |
|
با كمال دقت بايد مسير زندگى را پيموده و مواظبت داشت كه كششهاى غلط درونى و برونى عناصر شخصيت نفس را نكوبد كه رسيدن به مقام قرب جانان و به دست آوردن حالات عالى ملكوتى از طريق تهذيب و تربيت و تزكيه نفس ميسر است و بس.
بالزاك كه يكى از دانشمندان مغرب زمين است مىگويد:
وصول به شخصيت عالى امكانپذير است، به شرط آن كه انسان در تماس خود با امور زندگى نگذارد به همان آسانى كه گوسپند پشم خود را در خارستانهايى كه از آن مىگذرد از دست مىدهد، روحش پاره پاره شود! اگر نفس را در خواستهها و اميال و غرايزش رها كنيم در مرحله اول تبديل به بهيمه سپس حيوانى خطرناك، آن گاه درنده و در عاقبت شيطانى جامع همه رذايل و مفاسد خواهد شد.
نفس را اگر در خواستههاى غلطش آزاد بگذاريم، از لذت عبادت محروم و به