عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٧ - غفلت از عيوب
[الا ترى الى الانسان تارة تجده جاهلا بخصال نفسه حامدا لها عارفا بعينها فى غيره ساخطا لها، وتارة تجده عالما بطباعه ساخطا لها حامدا لها فى غيره فهو منه منقلب بين العصمة والخذلان فان قابلته العصمة أصاب، وان قابله الخذلان اخطأ]
غفلت از عيوب
انسان به وقت حكومت جهل، از عيوب خود غافل است و به همين جهت از خود ستايش مىكند و به عيوب ديگران چشم مىدوزد و از آنان بد مىگويد، در چنين موقعيتى وقت رو آوردن جهل است.
انسان به وقت آراسته بودن به علم و دانش به عيوب و نقايص خود آگاه و از عيب ديگران چشم پوش است، به همين خاطر از خود در سخط و خشم است و نسبت به ديگران مداح و ستايش كننده و اين زمان وقت روى گردانى جهل است.
هميشه احوال و اطوار آدمى حايز اهميت است ميان عصمت و پاكى كه عالم بودن اوست به معايب خود و خذلان و ذلت كه آن جاهل بودن انسان است به عيبهاى خود.
توجه به عيوب همراه با توجه به حضرت حق، داروى درمان تمام عيوب و غفلت از عيوب همراه بىتوجهى نسبت به مولا، بزرگترين علت براى ريشه دار