عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١ - مرز توكل
مرز توكل
كمترين مرتبه توكل اين است كه سبقت نگيرى و قصد پيشرفت نداشته باشى از مقدرات خود و بيرون نرفته و سرباز نزنى از آنچه براى تو در امور دنيا قسمت شده و اشراف و مواجهه نداشته باشى با آنچه درباره تو امكان وقوع وجود ندارد، البته اين مسابقه و طلوع و اشراف در مرحله قصد و نيت و تصميم اشخاص به وجود مىآيد، اگر نه در مرحله عمل هرگز نسبت به مقدر و مقسوم و معدوم نمىتوان كارى كرد و چون اين معنى در مرحله قصد و نيت است، از اين لحاظ تنها به حقيقت ايمان صدمه مىزند و به مرحله عصيان و تخلف عملى نمىرسد.
هرگاه خواسته باشى از شعار اهل توكل آگاه گردى و ببينى كه در مقام توكل چگونه ايثار و گذشت اختيار مىكنند در حكايت آتى با كمال تدبر بنگر:
روايت است:
يكى از اهل ايمان كه در راه توكل بود به محضر يكى از ائمه : رسيد و از پاسخ مسئلهاى كه در موضوع توكل بود سؤال كرد، آن جناب پيش از جواب چون آثار صلاح و صدق و ايمان و ورع را در سيماى آن مرد مشاهده فرموده، به او گفت:
ساعتى مرا مهلت بده تا بعد با هم مذاكره كنيم.
در آن مدت كه حضرت سر به زير داشت و متفكر و ساكت بود، مرد فقيرى رسيد، امام دست در جيب لباس كرد و يك درهم درآورده به آن فقير داد، سپس به آن مرد با ايمان متوجه شد و فرمود: اظهار كن آنچه مىخواهى، آن مرد عرضه داشت قبل از پرسيدن مىخواهم بدانم چرا در جواب دادن از من مهلت خواستى؟
زيرا معتقدم كه امام عالم است و مىتواند بدون فكر و بررسى هرگونه سؤالى را پاسخ دهد.