عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٩ - كشف برزخى براى آقا سيد جمالالدين گلپايگانى
جهت رفتم، چون نزديك شدم ديدم شتر نيست، بلكه جنازهاى را براى دفن آوردهاند و اين نعره از اين جنازه بلند است و آن افرادى كه متصدى دفن او بودند ابدا اطلاعى نداشته و با كمال خونسردى و آرامش مشغول كار خود بودند.
بدون شك صاحب جنازه مرد ظالم و ستمگرى بوده كه در اولين وهله از ارتحال به چنين عقوبتى دچار شده است، يعنى قبل از دفن و عذاب قبر از ديدن صور برزخيه وحشتناك گرديده و فرياد برآورده است.
|
چون سكندر را مسخر شد جهان |
وقت مرگ او درآمد ناگهان |
|
|
گفت تابوتى كنيد از بهر من |
دخمهاى سازيد پيش شهر من |
|
|
كف گشاده دست من بيرون كنيد |
نوحه بر من هر زمان افزون كنيد |
|
|
تا ز مال و لشگر و ملك و شهى |
خلق بربينند دست من تهى |
|
|
گر جهان در دست من بود آن زمان |
در تهى دستى برفتم از جهان |
|
|
ملك و مال اين جهان جز پيچ نيست |
گر همه يابى چون من جز هيچ نيست[١] |
|
كشف برزخى براى آقا سيد جمالالدين گلپايگانى
مرحوم آيتالله آقا سيد جمالالدين گلپايگانى از علما و مراجع بزرگ اواسط قرن چهاردهم بود، در علميت و عمل و از جهت قدر و كرامت و پاكى نفس و تقوا مورد تصديق همگان بود و در مقامات معنوى وى احدى ترديد نداشت، آن جناب در امر مراقبت نفس و اجتناب از هوا مقام اول را حايز بود، از صداى مناجات و گريههاى نيمه شبش همسايگان وى حكاياتى دارند، هميشه با «صحيفه سجاديه» مأنوس بود، آهش سوزان، اشكش روان و سخنش مؤثر و دلى سوخته داشت.
[١] - مثنوى، عطار نيشابورى( مصيبت نامه).