عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٨ - انسان در كرسى آفرينش
جناب او حق و بر هر چيزى قادر است و نيز مىفرمايد:
آيا كافى نيست پروردگار تو كه بر هر چيزى گواه است؟ به اين معنى كه حضرت او همه جا حاضر است و غيب و شهود براى او يكسان است.
در مقدمه اين روايت لازم است دورنمايى از عظمت و استعداد و قدرت فكرى و روحى و معنوى انسان از طريق آثار اسلامى و عرفانى و فلسفى كه همه و همه به صورت قوه در انسان به وديعت نهاده شده و با بندگى و عبادت به فعليت مىرسد در اختيار بگذارم، آن گاه به توضيح روايت پرداخته تا موقعيت انسان در خلقت و نقش عبادت در ظهور اين موقعيت روشن گردد.
انسان در كرسى آفرينش
اگر انسان را از ديدگاه حضرت رب كه موجد و خالق اوست بنگريد، به جاى ديدن يك نطفه و سير تكاملى ظاهر آن كه عبارت است از طفل و جوان و پيرى كه براى به دست آوردن چند لقمه نان و مقدارى پوشاك و طول و عرضى براى مسكن و به چنگ آوردن اندكى مال و منال و مقام و جاه و عنوان و شهرت در حركت است و پس از مدتى به خانه گور مىرود و از او اسم و رسمى باقى نمىماند، موجودى مىبينيد كه بالقوه، خليفة الله، عين الله، يدالله، اذن الله، لايق كرامت، ظرف هدايت، جايگاه علوم مادى و معنوى، منبع الهام، تجلىگاه انوار الهى، برتر از جن و ملك، نفس مطمئنه، راضيه، مرضيه، قابل مقام كشف و شهود، عرصه گاه اخلاق الهى، جلوهگاه فضايل، كاسب حقايق، چشمه بركت، مركز حقيقت، جامع واقعيت، مالك نفس، ضابط حد، مرغ باغ ملكوت، اهل بهشت، عابد، زاهد، پارسا، پرهيزكار، ايثارگر، شاهد، شهيد، اصيل، شريف، صديق، سيد، حصور، عادل، رئوف، رحيم، حليم، صبور، شكور، وقور، محسن، مستقيم، مؤمن، حكيم است.