عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٣ - سالك و محاسبه سه اصل
باشد، بداند چه عملى دارد، چه مىبيند، چه مىشنود، چه مىگويد، به كدام ناحيه توجه دارد، به كجا مىرود، علاقهاش به چيست، با كه معاشرت دارد، مقصودش كيست، حساب همه امور را داشته باشد، اگر اهل حساب و محاسبه نباشد چون تاجرى است كه دفتر حساب و كتاب ندارد و بالاخره ورشكست است.
سالك بعد از عقد توبه در طريق محاسبه قدم مىگذارد و واضح است وقتى ضرر دامنگير كسى شد، در هر امرى باشد با احتياط پيش مىرود، تاجر وقتى ضررى متوجه او شد حساب ضرر خود را دارد، هميشه حساب مىكند چه وقت جبران ضرر او مىشود. آن كه به واسطه ارتكاب به امر خلاف دور افتاد و سپس توبه نمود، حساب خلاف و نافرمانى خود را دارد كه ديگر مرتكب آن نشود، روى همين اصل محاسبه بعد از عقد توبه است.
سالك و محاسبه سه اصل
در امر محاسبه سالك بايد سه اصل را به دقت مورد بررسى قرار دهد و از آن سه موقعيت به نفع خود استفاده كند.
اصل اول: به جنايات و نافرمانىهاى خود و نعمتى كه از طرف حق تعالى بدو رسيده نظر افكند، اين دو را مقابل هم قرار دهد، مسلما آن كه از نور حكمت بىبهره است و سوء ظن به نفس ندارد، نمىتواند در مقام مقايسه برآيد، تشخيص نعمت از فتنه يعنى آن نعمتى كه جهت آزمايش و امتحان است بسيار امر مشكلى است. استدراج صورتا احسان ولى در حقيقت خذلان است، در استدراج شخص مست بطر است، يعنى سرگرم نعمتهايى است كه حق متعال بدو داده، نعمت او را از ياد خداوند غافل نموده است، ازدياد نعمت موجب ازدياد دورى از حق شده، اين همان فتنه و آزمايش با نعمت است.