عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦ - توكل در روايات
دريغ نشد، به هركس دعا دادند از بهرش اجابت نهادند، به هركه شكرگزارى دادند، بر نعمتش افزودند، به هركه توكل دادند، كفايت امور به او عطا نمودند، سپس فرمود: آيا خواندى قرآن را كه هركه بر خدا توكل كند او را حضرت حق بس است و اگر شكر كنيد بر شما بيفزايم و مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.
عن الحسن بن الجهم قال: سألت الرضا ٧ فقلت له: جعلت فداك ما حد التوكل؟
فقال لى: ان لا تخاف مع الله احدا. قال: قلت: فما حد التواضع؟ قال: ان تعطى الناس من نفسك ما تحب ان يعطوك مثله. قال: قلت: جعلت فداك اشتهى ان اعلم كيف انا عندك؟ فقال انظر كيف انا عندك[١].
حسن بن جهم مىگويد: به حضرت رضا ٧ عرضه داشتم: فدايت شوم، اندازه توكل چيست؟ فرمود: با تكيه بر خدا و با معيت با حضرت او از احدى در هيچ امرى نترسى، عرضه داشتم: حد تواضع چيست؟ فرمود: با مردم آن گونه رفتار كنى كه علاقه دارى مردم با تو رفتار كنند. عرضه داشتم: علاقه دارم موقعيت خود را نزد شما بدانم. فرمود: موقعيت مرا نزد خود توجه كن تا موقعيت خود را نزد من به دست آرى.
امام صادق ٧ مىفرمايد:
ابليس گفته: پنج واقعيت است كه وقتى در عباد حق تجلى كند، مرا نسبت به آنها هيچ چاره و قدرتى نيست اما ساير مردم محكوم حكومت منند.
١- كسى كه با نيت پاك بر حضرت حق پناه برد و به دامن رحمت حق متمسك گردد و در تمام امور زندگى بر خداوند توكل نمايد.
[١] - عيون اخبار الرضا: ٢/ ٤٩، باب ٣١، حديث ١٩٢؛ بحار الأنوار: ٦٨/ ١٣٤، باب ٦٣، حديث ١١.