عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤١٤ - استعدادهاى شگرف انسان در عرصه معنويت
دريافت مىكند، در شكل افكار و حسيات و حركت و انواع گوناگون صفات و طبايع و قوههاى بدنى به موقع ظهور مىگذارد.
١٩- بدين قرار انواع فيوضات روح، از عالم جبروت كه مصدر معقولات بسيطه و مجرده است به عالم ملكوت كه نشيمن نفس ناطقه است وارد شده در آنجا مبدل به مفهومات و معانى و مخيلات مىگردند و از اينجا هم به عالم ناسوت يا طبيعت فرود آمده در مغز و قلب انسان مبدل به افكار و حسيات و صور ذهنيه و قواى ظاهرى و باطنى نفسى و جسمى مىشوند.
٢٠- از اين رو هر انسان متفكر در همان حال در هر يك از سه عالم جبروت و ملكوت و ناسوت قدم مىزند و كار مىكند يعنى با معقولات و مخيلات و محسوسات مشغول است و به عبارت معروف هموطن هر سه عالم است.
٢١- جسم انسانى كه نماينده طبيعت يا طبع كل است تابع اوامر و آيينه تظاهر نفس ناطقه است و كمال و نقص و سعادت و شقاوت آن بسته به اطاعت و نافرمانى آن است در مقابل احكام نفس ناطقه.
٢٢- نفس ناطقه نيز كه نماينده نفس كل است تابع اوامر و مظهر فيوضات روح جامع يا عقل فعال است و كمال سعادت جاودانى او بسته به پيروى اوست از اوامر و احكام اين عقل فعال.
٢٣- عقل فعال نيز كه نماينده عقل كل است تابع مافوق خود كه عقل كوكبى است مىباشد و اين هم پيرو عقل شمسى است و بدين قرار تا برسد به عقل او و كمال هر يكى بسته به اطاعت از مافوق خودش است.
٢٤- جسم انسانى نسبت به نفس ناطقه و اين يكى هم نسبت به روح جامع يا عقل فعال ناقص و جزيى و تاريك و خشن است ولى نسبت به مادون خود يعنى حيوان و نبات و جماد بسى كاملتر و روشنتر و لطيفتر است.