عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٨ - رضا در روايات
به موسى بن عمران وحى شد: من هيچ آفريدهاى را نيافريدم كه نزد من محبوبتر باشد از بنده مؤمنم، به راستى او را گرفتار مىكنم بر آنچه كه خير اوست و عافيت مىدهم بر آنچه سود اوست و آنچه براى او مضر است از وى دريغ دارم باز هم به نفع او، من داناترم بدانچه بنده من به آن اصلاح مىشود، بايد بر بلايم صبر كند و به نعمت هايم شكر نمايد و به قضايم راضى باشد، تا او را نزد خود در شمار صديقان نويسم وقتى به رضايم كار كند و امرم را اطاعت نمايد[١].
عن ابى عبدالله ٧ قال: لقى الحسن بن على ٨ عبدالله بن جعفر فقال: يا عبدالله كيف يكون المؤمن مؤمنا وهو يسخط قسمه ويحقر منزلته والحاكم عليه الله وانا الضامن لمن لم يهجس فى قلبه الا الرضا ان يدعو الله فيستجاب له[٢].
امام صادق ٧ مىفرمايد: حسن بن على ٨ به عبدالله بن جعفر برخورد و به او فرمود: اى عبدالله! چگونه مؤمن مؤمن باشد با اين كه از قسمت مقدر خود خشمگين است و خود را زبون يابد با اين كه خدا بر او چنين حكمى كرده است، من ضامنم كه هركه در پندار دلش جز رضا نباشد به درگاه خدا هر دعا كند مستجاب شود.
عن ابى عبدالله ٧ قال: قلت له: باى شىء يعلم المؤمن بانه مؤمن؟ قال:
[١] - الكافى: ٢/ ٦١، باب الرضا بالقضاء، حديث ٧؛ بحار الأنوار: ١٣/ ٣٤٨، باب ١١، حديث ٣٦.
[٢] - الكافى: ٢/ ٦٢، باب الرضا بالقضاء، حديث ١١؛ وسائل الشيعة: ٣/ ٢٥١، باب ٧٥، حديث ٣٥٤٩.