عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٦ - حقيقت مرگ
نمىشناسد چون وقتش فرا رسد، بر وجود انسان حاكم گشته و وى را از عالم فانى به جهان باقى خواهد برد.
كاخهاى بسيار محكم بتونى، برجهاى بسيار سخت سنگى، ساختمانهايى كه هزاران سال تاب مقاومت در برابر حوادث دارند، هيچ كدام چاره مرگ نيستند.
[أينما تكونوا يدرككم الموت و لو كنتم في بروج مشيدة][١].
هر كجا باشيد هر چند در قلعههاى مرتفع و استوار، مرگ شما را درمىيابد.
[كل نفس ذائقة الموت ثم إلينا ترجعون][٢].
هر جاندارى چشنده مرگ خواهد بود، سپس به سوى ما بازگردانده مىشويد.
[قل إن الموت الذي تفرون منه فإنه ملاقيكم ثم تردون إلى عالم الغيب و الشهادة][٣].
بگو: بىترديد مرگى را كه از آن مىگريزيد با شما ديدار خواهد كرد، سپس به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانده مىشويد.
مرگ پايان زندگى دنيا و ابتداى حيات آخرت است و زنده شدن پس از مرگ بنابر آيات و اعلام انبيا و ائمه : امرى حتمى و جدى است، چرا كه اگر حيات بعد از مرگ نباشد جزاى نيكان و عقاب بدان متوقف مىگردد و زندگى در دنيا حركتى پوچ و عبث به حساب مىآيد و جز اين كه تمام حقايق را با انكار حيات پس از مرگ وارونه كنيم راهى نمىماند.
براى توضيح جملات بالا بايد چنين گفت:
[١] - نساء( ٤): ٧٨.
[٢] - عنكبوت( ٢٩): ٥٧.
[٣] - جمعه( ٦٢): ٨.