عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٢ - منشأ فساد
صالحه از انسانند.
اگر حركت قلب، حركت الهى و فعاليت معنوى دل فعاليت انسانى باشد، تمام اعضاى وجود آدمى به متابعت از قلب داراى حركت مثبت و فعاليت صحيح خواهند بود.
مصرع پر مغز «از كوزه همان برون تراود كه در اوست» و مثل پرمعناى «هر كسى آب قلبش را مىخورد» نشان دهنده همان واقعيتى است كه در ابتداى روايت بيان شده است.
براى آراستن باطن و پيراستن سر، راهى جز كسب معرفت از طريق معارف الهيه كه در قرآن مجيد و روايات اهل بيت : تجلى دارد نيست.
دقت در حقايق و توجه به معارف باعث تزكيه نفس و نورانيت قلب و در نتيجه:
علت بروز و ظهور اعمال صالحه و اخلاق حسنه است.
|
چه كارستان كه دارى اندرين دل |
چه بتها مىنگارى اندرين دل |
|
|
بهار آمد زمان كشت آمد |
كه داند تا چه كارى اندرين دل |
|
|
حجاب عزت ار بستى ز بيرون |
به غايت آشكارى اندرين دل |
|
|
در آب و گل فرو شد پاى طالب |
سرش را مىبخارى اندرين دل |
|
|
دل از افلاك اگر افزون نبودى |
نكردى مه سوارى اندرين دل |
|
|
اگر دل نيستى شهر معظم |
نكردى شهريارى اندرين دل |
|
|
عجايب بيشهاى آمد دل از جان |
كه تو مير شكارى اندرين دل |
|
|
ز بحر دل هزاران موج خيزد |
چو جوهرها بيارى اندرين دل |
|
|
خمش كردم كه در فكرت نگنجد |
چو وصف دل شمارى اندرين دل[١] |
|
[هذا الفساد يتولد من طول الامل والحرص والكبر كما اخبر الله تعالى فى قصة قارون فى قوله: [و لا تبغ الفساد في الأرض إن الله لا يحب المفسدين][٢]، وكانت هذه الخصال من صنع قارون واعتقاده]
منشأ فساد
امام صادق ٧ در متن روايت مىفرمايند كه منشأ فساد سه چيز است، چه فساد در فكر، چه فساد در اخلاق و چه فساد در عمل:
١- آرزوهاى بلند
٢- حرص
٣- كبر
چنانچه در قرآن از داستان قارون كه دچار رذايل اخلاقى شد و به هرگونه فساد مبتلا گشت خبر مىدهد و سپس به همه سفارش مىنمايد تباهكارى و بيدادگرى و تكبر و فساد را دنبال نكنيد و در پى اين امور قدم برنداريد كه خداوند مفسدان را دوست ندارد.
منشأ تمام صفاتى كه در قارون جمع بود و باعث سيهروزى و تباهى وى گشت،
[١] - قصص( ٢٨): ٧٧.
[٢] - قصص( ٢٨): ٧٧.