عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٥ - حقيقت مرگ
[ذكر الموت يميت الشهوات فى النفس]
حقيقت مرگ
مرگ كه براساس آيات كتب آسمانى و گفتههاى حكيمانه و صادقانه انبياى الهى و ائمه طاهرين :، نقطه انتقال از اين جهان به جهان آخرت است، حقيقتى است كه هيچ موجود زندهاى على الخصوص انسان، هرچند پيچيده به نيرومندترين برنامهها و مسلح به قوىترين اسلحهها و برخوردار از بهترين مراحل سلامتى باشد، از افتادن در كام آن چارهاى ندارد.
گره مرگ، گرهى است كه با هيچ سرپنجهاى قابل گشودن نيست و واقعيتى است كه بر گردن همه امرى ثابت و پايدار است.
|
از جرم حضيض خاك تا اوج زحل |
كردم همه مشكلات گردون را حل |
|
|
بيرون جستم ز بند هر مكر و حيل |
هر بند گشاده شد مگر بند اجل[١] |
|
مرگ، حقيقتى است كه طب طبيبان و حكمت حكيمان و قدرت قدرتمندان در برابر آن باطل مىشود و آن كس كه در مرز مرگ است بازگرداندن او امرى محال و كارى غيرممكن است، مرگ ضعيف و قوى، پير و جوان، شاه و گدا، فقير و غنى، عالم و جاهل، سپيد و سياه، شهرى و دهاتى، عروس و داماد،
[١] - دو بيتىهاى خيام نيشابورى.