عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٩ - حقيقت عشق
|
طراز پيرهن زركشم مبين چون شمع |
كه سوزهاست نهانى درون پيرهنم |
|
حقيقت عشق
در كتاب «عبهر العاشقين» آمده:
عشق، تخم فعل قديم است در زمين دل، به آب صفاى صفت بر لذت اسرار آورده و عروق جان جان در شفاف اصلى از صوافى صفت به وسايط فعل آب خورده، اين شجر بيخ مهر در گل آدم دارد و سر سوى آسمان قدم دارد، [أصلها ثابت و فرعها في السماء][١] هميشه بر دهد و در حركات انفاس عشاق ثمرهاى الفت و محبت و لذت و حكمت دهد تا بدان بياسايند[٢].
گهى گريان، گهى خندان، گهى سوزان، گهى سازان باشند، گه جوهر طينت آدم را به آتش محبت بسوزند، گه با ترنم نواى ازل بسازند، گه در سكر، گه در صحو، گه در محو، گهى در قبض، گهى در بسط، گهى در خوف، گهى در رجا، گهى در فراق، گهى در وصال؛ نه در فراقش منزلى، نه در وصالش محلى، اين چنين عاشقى را حق در اين جهان، به مدارج عشق انسانى به معراج عشق رحمانى برساند[٣].
جوهر اصلى كه كل دل است در گل دل همرنگ خود كند و نجواى عشق برآرد، بعد از تهذيب سلطان عشق در مسكن عشق خوش بنشيند، عقل طبيعى را با نفس حيوانى از زمين دل به زندان طبيعت به بند مجاهده عشق برنهد و زمين [و أشرقت الأرض بنور ربها][٤] در اين جهان التباس به نور تجلى طور قدرت منور و مصفا
[١] - ريشهاش استوار و پا برجا و شاخهاش در آسمان است؛ ابراهيم( ١٤): ٢٤.
[٢] - عبهر العاشقين: ٦٣.
[٣] - عبهر العاشقين: ٧٦.
[٤] - و زمين به نور پروردگارش روشن مىشود؛ زمر( ٣٩): ٦٩.